هوشنگ مرادی کرمانی با بیان اینکه "من محصول کتابخانه‌های خانگی هستم" گفت: «در روستایمان پیرمردی بود که چندین کتاب داشت و من برای اینکه بتوانم کتاب‌های او را قرض بگیرم، گوسفندان او را به چرا می‌بردم.»

مرادی کرمانی که پنج شنبه شب در مراسم پایانی جشنواره کتابخانه‌های خانگی سخن می‌گفت، افزود: «اولین کتابخانه‌ای که از آن استفاده کردم، کتابخانه عمویم بود، او تنها کسی بود که در روستای ما کتابخانه داشت و من هر وقت به کتاب‌های او دست می‌زدم، مادربزرگم مرا تنبیه می‌کرد.»

به گزارش ایبنا نویسنده قصه‌های مجید ادامه داد: «اولین مدیر کتابخانه‌ی خانه‌ی ما مادربزرگم بود و با وجود اینکه سواد نداشت از روی جلد کتاب‌ها، آنها را تشخیص می‌داد و بعدها پیرمردی به روستای ما آمد که کتاب‌هایی داشت و من  آنها را قرض می‌گرفتم.»

این نویسنده با اشاره به اینکه بعدها شاگرد کتاب فروشی شد، افزود: «حضورم در کتابفروشی و شاگردی در آنجا، سبب شد بیشتر کتاب بخوانم و بعدها به کتابخانه‌های عمومی بروم.» مرادی کرمانی بر نقش کتابخانه‌های خانگی در کتابخوان شدن جوانان تاکید و ابراز امیدواری کرد: «جشنواره کتابخانه‌های خانگی به صورت سالیانه برگزار شود.»

با نگارش رساله‌ای درباره ابن‌سینا، از دانشگاه آکسفورد دکترا گرفت... در دانشگاه شیکاگو به عنوان استاد اندیشه اسلامی فعالیت کرد... ارایه راه‌حلی بر روش تفسیری سنتی آیه به آیه مسلمانان... تاثیر متقابل وحی الهی و تاریخ یعنی تاثیر جامعه عصر نزول قرآن... رویکرد ناقص، گزینشی و بیرون‌نگر به قرآن را نقد می‌کرد و از اینکه هنوز مفسران معاصر از این روش برای فهم قرآن استفاده می‌کنند، ناراضی بود ...
بی‌مهری و خیانت مادر به پدر، خانواده را دچار تشنج می‌کند. موجب می‌شود آلیسا نفرت عمیقی از عشق زمینی پیدا کند. آلیسا برای رفع این عقده به عشق آسمانی پناه می‌برد و نافرجامی برای خود و ژروم و ژولیت به بار می‌آورد... بکوشید از در تنگ داخل شوید. دری که به تباهی منتهی می‌شود، فراخ و راه آن گسترده است زیرا دری که به حیات منتهی می‌شود، تنگ است. برای ژروم این در همان در اتاق آلیسا است ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...