کتاب «گذری بر زاویه‌دیدهای مدرن» اثر فرحناز علیزاده منتشر شد.

گذری بر زاویه‌دیدهای مدرن فرحناز علیزاده
به گزارش کتاب نیوز به نقل از سازندگی، این کتاب می‌تواند با زبانی ساده خواننده را با مفهوم زاویه دید و مشخصه‌های آن آشنا کند و خواننده در کنار مطالب تئوری با نمونه‌های متنی، تحلیلی و تطبیقی نیز روبه‌رو می‌شود. فرحناز علیزاده در این کتاب تلاش کرده است در قالب اثری کاربردی ضمن شرح ادبیات مدرن تفاوت‌های موجود را در کنار شناخت سیر روان‌شناسی زاویه دیدهای مدرن بیان کند.

خواننده کتاب «گذری بر زاویه‌دیدهای مدرن» با زاویه‌دیدهایی چون دانای کل، اول شخص مفسر و دانای محدود تحلیلگر آشنا می‌شود و تلاش شده با نمونه‌های متنی از نویسندگان معاصر و مجموعه داستان‌هایشان توضیحات تکمیل شود. از جمله مطالب مندرج در این کتاب می‌توان به تعریف زاویه‌دید، ادبیات مدرن، سیر روان‌شناسی زاویه‌دیدهای مدرن اول شخص، انواع تک‌گویی، حدیث نفس یا خودگویی، جریان سیال ذهن، راوی دوم شخص و زاویه دید ترکیبی اشاره کرد.

فرحناز علیزاده کارشناس زبان و ادبیات فارسی دارد و فعالیت ادبی‌اش را در سال 85 با برگزیده‌شدن در جشنواره‌های متعدد داستانی به شکل جدی آغاز کرد و بعد از گذراندن دوره‌های متعدد نقد ادبی نزد اساتید متعدد دانشگاهی و بنام، به نوشتنِ نقد مکتوب در روزنامه‌ها و ماهنامه به فعالیت ادبی ادامه داد. علیزاده نخستین مجموعه‌داستانش را در سال 1390 زمانی به چاپ رساند که به‌عنوان منتقد، مدرس و داور جشنواره شناخته ‌شده بود. «آقای قاضی چه حکمی صادر می‌کنید»، «سر سبیل‌هایت را نجو»، «مردی با کیف قرمز ماچویی» و «پازل‌های نه‌گانه» چهار اثر داستانی فرحناز علیزاده است که از سوی نشر گل‌آذین و مروارید منتشر شده است.

کتاب «گذری بر زاویه‌دیدهای مدرن» اثر فرحناز علیزاده در 144صفحه و با قیمت 50هزار تومان از سوی نشر پلات منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...