دو کتاب جدید با عناوین «یک راز درازیلایی» و «جادوک‌های مثلث شیطان»، نوشته اعظم سبحانیان توسط مؤسسه انتشارات قدیانی منتشر شد.

یک راز درازیلایی» اعظم سبحانیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اعظم سبحانیان درباره کتاب «یک راز درازیلایی» گفت: این کتاب داستانی برای کودکان با نیازهای ویژه دارد؛ مقوله‌ای که امروزه یکی از دغدغه‌های نویسندگان جهان است. پونه دختر قدکوتاهی است که با مادربزرگ غرغروی خود زندگی می‌کند. او که از این مشکل جسمی خود رنج می‌برد و اعتماد به نفس ندارد، در قالب این داستان فانتزی پی می‌برد که جز خودش کسی منجی او نخواهد بود.

سبحانیان درباره کتاب «جادوک‌های مثلث شیطان» نیز افزود: سهراب، شخصیت این رمان، کودک کار است. او که پدر و مادرش را از دست داده با مرد عجیبی برخورد می‌کند که به وی امید می‌دهد اگر برای او کار کند کمکش می‌کند تا مادرش را پیدا کند. مضمون این داستان صلح است که اگر از کودکی و نوجوانی در وجود بچه‌ها نهادینه شود قطعاً دنیایی زیباتر خواهیم داشت.

مؤسسه انتشارات قدیانی «یک راز درازیلایی» را در ٨٨ صفحه با تصویرگری بابک قریب و قیمت ٢۵ هزار تومان برای گروه سنی ج و «جادوک‌های مثلث شیطان» را در ١٢٧ صفحه با قیمت ٣٧ هزار تومان برای نوجوانان منتشر کرده است.

اعظم سبحانیان پیش از این آثاری چون مجموعه «مانی و دختران رنگان»، «ماهک و غول سرزمین پارچه‌ها»، «فرمانده پت پت و قوی نامه‌بر»، «دختر جیغ جیغو»، «جوجه زرد تپلی»، «قایق کاغذی»، «خیال‌های خپلی» و «پهلوان بچه ننه» را در کارنامه ادبی خود داشته است.

برگزیده برتر جشنواره لذت ترس نشر افق برای داستان نوجوان «حمام مرده‌ها» در سال ١٣٩۶، برگزیده رمان برتر کشوری جشنواره پرنده آبی سال ١٣٩٣ برای رمان نوجوان «افسانه محله سنگ سیاه» و برگزیده برتر جشنواره سراسری بهار فیروزه‌ای سال ١٣٩۵ برای داستان نوجوان «چهل گل» نیز از جمله افتخارات و جوایز متعدد این عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان در رقابت‌های ادبی است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...