کتابخانه شخصی شهید آیت‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی برای نگهداری دائمی، حفاظت و صیانت به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران اهدا شد.

خانه موزه شهید بهشتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتابخانه شهید بهشتی شامل ۲ هزار و ۵۸۴ نسخه کتاب فارسی و عربی، ۳۱۵ نسخه کتاب لاتین و ۱۱۵ منبع غیر کتابی چون نشریه و غیره می‌شود که مجموع آنها با پیگیری‌های اداره کل فراهم آوری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و هماهنگی با خانواده دکتر بهشتی به کتابخانه ملی ایران منتقل شده است.

در میان مجموعه اهدایی کتابخانه شهید بهشتی، تعداد ۵۶ نسخه کتاب نفیس چاپ سنگی بازیابی شد و این منابع نفیس در مخازن اهدای سازمان به صورت مجزا نگهداری می‌شود. همچنین ۲۲ نسخه کتاب از میان این منابع اهدایی با دست خط شهید آیت الله بهشتی یادداشت نویسی و حاشیه نویسی شده است و این مجموعه به صورت مجزا و به عنوان مجموعه‌ای ویژه در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نگهداری می‌شود.

فرناز محمدی معاون اداره کل فراهم آوری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران گفت: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران آمادگی دارد مجموعه‌های منابع و کتابخانه‌های شخصی افراد نامی، نخبگان و غیره را برای نگهداری دائمی دریافت کند.

به گفته محمدی، بسیاری از منابعی که در اختیار افراد در کتابخانه‌های شخصی و منازل است به منظور جلوگیری از آسیب در طولانی مدت به فراخور ویژگی‌هایی که دارند نیازمند نگهداری در شرایط استاندارد است که این امکان در منازل و کتابخانه‌های شخصی افراد فراهم نیست و یا هزینه‌های زیادی را به همراه دارد، بر همین اساس افراد می‌توانند نگهداری کتاب و منابع خود را به این سازمان واگذار کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...