کتابخانه و دست‌نوشته‌های شهید مسعود علی‌محمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران، شامل هزار و ۴۴ عنوان کتاب، ۵۳ نسخه نشریه، ۹ منبع غیر کتابی، سه کارتن دست‌نوشته، مقالات و جزوه‌های درسی او به سازمان اسناد و کتابخانه ملی اهدا شد.

کتابخانه شهیدعلی محمدی به کتابخانه ملی ایران اهدا شد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، کارشناسان گروه مبادله و اهدا اداره کل فراهم‌آوری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با حضور در منزل شهید مسعود علی محمدی کتابخانه اهدایی و مجموع اسناد، دست‌نوشته مقالات و جزوه‌های درسی شهید هسته‌ای را به کتابخانه ملی منتقل کردند تا در آرشیو ملی ایران نگهداری شود.

منصوره کرمی، همسر شهید علی‌محمدی، با بیان این مطلب که سازمان اسناد و کتابخانه ملی مکان مناسبی برای نگهداری داشته‌های شهید علی محمدی است، گفت: دکتر علی محمدی همیشه نگران دانشجویان خود بود و در راه آموزش از هیچ کوششی دریغ نمیکرد. او به کتابخانه و منابع غیر کتابی و نشریههای خود دلبستگی بسیاری داشت اما معتقدم اهدا مجموعه داشته‌های همسرم به کتابخانه ملی ایران می‌تواند در جهت آشنایی دانشجویان و محققان با زندگی و آثار علمی این دانشمند هسته‌ای، مفید باشد.

وی ادامه داد: اهدای کتابخانه همسرم به زندگی علمی او حیاتی دوباره بخشید و یاد و خاطره او و دیگر شهیدان راه علم و دانش را در دل و ذهن جوانان و دانشجویان زنده نگاه خواهد داشت.

مجموعه اهدایی شهید مسعود علی محمدی شامل هزار و 44 عنوان کتاب، 53 نسخه نشریه، 9 منبع غیر کتابی(عکس، گذرنامه زیارتی و...)‌، ‌سه کارتن دست‌نوشته، مقالات و جزوه‌های درسی می‌شود.

شهید مسعود علی محمدی از نخستین دانشجویان و فارغ التحصیلان دوره دکترای فیزیک در ایران بود. این دانشمند هسته‌ای تعداد بسیاری مقاله ISI منتشر کرد. تخصص اصلی شهید علی محمدی ذرات بنیادی، انرژی‌های بالا و کیهان‌شناسی بود. وی بامداد 22 دی ماه سال 1388 هنگام خروج از منزل با انفجار یک بمب کنترل از راه دور توسط عاملان اسرائیل ترور شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...