اکرا [Accra] پایتخت غنا به عنوان بیست‌وسومین پایتخت جهانی کتاب در سال 2023 [World Book Capital 2023] معرفی شد.

اکرا [Accra] پایتخت غنا به عنوان بیست‌وسومین پایتخت جهانی کتاب در سال 2023 [World Book Capital 2023]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، اودره ازوله، مدیر کل سازمان جهانی یونسکو پس از ارزیابی کمیته مشورتی پایتخت جهانی کتاب، شهر اکرا، پایتخت جمهوری غنا در غرب افریقا را به عنوان پایتخت جهانی کتاب در سال 2023 معرفی کرد.

شهر اکرا جانشین گوادلاخارا در غرب مکزیک شده که به عنوان پایتخت جهانی کتاب در سال 2022 معرفی شده بود. سازمان یونسکو اکرا را برای تمرکز قوی بر جوان‌ها و قابلیت‌های آن‌ها برای کمک به فرهنگ و ثروت غنا و نیز برنامه‌های پیشنهادی این شهر در استفاده از قدرت کتاب‌ها برای جلب مشارکت جوان‌ها به عنوان راهی موثر در مهارت‌آموزی به نسل‌های بعدی انتخاب کرده است.

این شهر یک برنامه جامع و گسترده به کمیته ملی یونسکو پیشنهاد داده که گروه‌های حاشیه‌ای با سطح پایین‌تری از دانش و سواد را که شامل زنان، جوانان، مهاجران، کودکان کار و افراد با ناتوانی‌های جسمی می‌شود، دربرمی‌گیرد و اقدامات اجرایی پیش‌رو شامل تقویت زیرساخت‌های آموزش در مدارس و جامعه و حمایت‌های نهادی برای یادگیری مادام‌العمر به منظور تقویت فرهنگ کتاب‌خوانی از طریق حمایت از صنعت نشر و سایر صنایع خلاقانه است.

فعالیت‌ها همچنین شامل معرفی کتابخانه‌های متحرک به جوامع حاشیه‌نشین، برگزاری ورک‌شاپ‌ها برای تبلیغ کتاب‌خوانی و نوشتن کتاب به زبان‌های مختلف غنایی، ایجاد مراکز مهارت‌آموزی برای جوانان بیکار و نیز سازمان‌های رقابتی برای نمایش هنرها و ترویج فرهنگ غنایی است.

پایتخت جهانی کتاب عنوانی است که از سال ۲۰۰۱ هرساله از سوی سازمان یونسکو به شهری تعلق می‌گیرد که در جهت تقویت جایگاه کتاب و مطالعه، تلاش چشم‌گیری کرده ‌باشد. هدف یونسکو این است تا از این طریق در آن سال به اجرای برنامه‌های فرهنگی مرتبط با کتاب بپردازد و از این راه شوق مطالعه را در مردم ایجاد کند. این انتخاب هیچ جایزه مالی برای شهر برگزیده ندارد و تنها تاییدی بر بهترین برنامه اختصاص‌داده‌شده به کتاب و کتاب‌خوانی است..

در سال 2021 تفلیس، پایتخت گرجستان به عنوان پایتخت جهانی کتاب لقب گرفته است و در سال 2020 نیز کوالالامپور به این عنوان برگزیده شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...