کتاب «نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی» نوشته مهوش واحددوست توسط انتشارات سروش به چاپ سوم رسید.

نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی مهوش واحددوس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نویسنده کتاب «نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی» معتقد است شاهنامه فردوسی دارای ژرف‌ساخت و روساخت است؛ ساختار و لایه‌های بیرونی آن معنا و محتوا و شگردهای ادبی و هنری و شیوه‌ها و فنون داستان‌پردازی است، و ژرف‌ساخت آن تار و پود اساطیری این کتاب است.

کتاب حاضر به‌عنوان کتاب مرجع در حد توان می‌کوشد خواننده را با ژرف‌ساخت شاهنامه آشنا کند، که مطالب آن، با اساطیر ایران آغاز می‌شود و سپس به اسطوره‌شناسی شاهنامه می‌رسد.

در ادامه مباحث ویژه‌تر و تخصصی‌تر می‌شوند. به‌این‌ترتیب بن‌مایه‌های اساطیری در شاهنامه به این‌ترتیب بررسی می‌شوند: ۱. آفرینش؛ ۲. چهره‌های نمادین (بن‌مایه‌های شاه و قهرمان)؛ ۳. بن‌مایه موجودات اساطیری (موجودات فراطبیعی، جانوران)؛ ۴. بن‌مایه‌های طبیعت (گیاه‌ها و رستنی‌ها، آب، آتش)؛ ۵. بن‌مایه جا و مکان؛ ۶. بن‌مایه ابزارها و چیزهای شگفت و اساطیری و ۷. بن‌مایه باورها و آئین‌های اسطیری.

چاپ سوم این‌کتاب با ۵۰۹ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...