پژوهشی تاریخی درباره کارکرد‌های عترت در مرزبانی از قرآن در کتابی با عنوان «کارنامه اهل بیت(ع) در قرآن‌شناسی» منتشر شد.

به گزارش ایکنا، کتاب «کارنامه اهل بیت(ع) در قرآن‌شناسی» به قلم محمدهادی یعقوب‌نژاد و به همت انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و معارف قرآن منتشر شد. این اثر پرداختی جست‌وجوگرانه به آن بوده و به مباحثی مانند اقدام برای جمع و حفظ قرآن موجود؛ درست‌خوانی و ارجاع به قرآن متداول؛ احیای مفاهیم، محتوا معارف؛ فهم و تفسیر، شرح و بسط جزئیات و تحکیم گزاره‌ها و ارائه آموزه‌های نوپدید و پاسداشت حریم ارزش‌های قرآنی در نظر و عمل؛ کارویژه‌های عترت در ترویج و نشر قرآن و اجرای ارزش‌های وحیانی به عنوان الگوی عملی در جامعه اسلامی و نیز نقش بی‌مانند عترت در قرآن‌پژوهی و ماندگاری معارف آن، پی‌ریزی بنیان‌های قرآن‌شناسی با موقعیت‌های ویژه و حضور علمی ایشان به اقتضای زمان، مکان و تحلیلی اختصاص یافته است.

نویسنده در مقدمه کتاب نوشته است: قرآن بدون عترت و عترت بدون قرآن، مورد تأیید قرآن و عترت نیست. ارتباط میان این دو ارتباطی دوسویه است. از طرفی قرآن اهل بیت(ع) را والاترین و برترین انسان‌ها معرفی می‌کند و از سوی دیگر آگاه‌ترین انسان‌ها به حقایق وحی قرآنی، اهل بیت پیامبر(ع) هستند؛ به گونه‌ای که تمسک به هر یک از این دو رکن اساسی، بدون دیگری ناتمام است. خداوند در قرآن، اهل بیت(ع) را با بهترین فضایل یاد کرده و صد‌ها آیه در شأن آن‌ها نازل شده است که مفسران و مؤلفان مسلمان در شرح و تفسیر آن‌ها کتاب‌های بسیاری نگاشته‌اند.

آثار بی‌شماری که درباره ارتباط اهل بیت(ع) و قرآن نگاشته‌اند، درباره تاریخ و سیره، فضایل، اوصاف، خصایص و آیاتی است که در شأن آنان نازل شده است، اما درباره موضوع موردنظر که بحث از کارنامه عترت در قرآن‌شناسی است و به کارکرد‌های آن‌ها در مرزبانی از حریم قرآن می‌پردازد، کمتر واکاوی و بررسی مستقلی شده است؛ از این رو بررسی و پژوهش همه‌جانبه‌تری را می‌طلبد.

با مراجعه به شماری کتاب‌شناسی‌ها و مشورت‌ها با برخی کارشناسان و پرس‌وجو از صاحب‌نظرانی که با کتاب در حوزه علوم و معارف قرآنی آگاهند، چنین برآمد که درباره این موضوع، کار مستقل و جامعی تدوین نشده است؛ هر چند اگر هم باشد، مانع کار نیست.

نویسنده برای تنظیم بهتر این اثر، مباحث کلی و نظری یعنی بخش‌های اول و دوم را در زیرمجموعه دفتر اول و راهبردها، اقدامات و راهکار‌های عملی اهل بیت(ع) را نیز در چهار بخش در دفتر دوم سامانه داده و علاوه بر این مقدمه هر یک از بخش‌ها را در چند فصل به هم پیوسته، تدوین کرده است.

دفتر اول، بخش اول با عنوان «طرح رسالت برای بقای اسلام» دوراندیشی پیامبر(ص) را برای حفظ و بقای اسلام، پیوند میان قرآن و عترت دانسته و در بخش دوم با بازنمودی از قرآن و عترت، ثبات حتمی قرآن را در مقایسه با کتاب‌های آسمانی دیگر گوشزد کرده و با واژه‌شناسی اهل بیت(ع) و ویژگی‌های آن‌ها در قرآن‌شناخت، هم‌آوایی قرآن و عترت را اثبات کرده است.

دفتر دوم، بخش اول با عنوان «اهتمام عترت به نگاهداشت قرآن» توجه ویژه اهل بیت(ع) به قرآن متداول در میان مسلمانان و برنامه‌ریزی کاربردی برای پاسداری از آن را با فعالیت‌های اثربخشی مانند اهتمام به گردآوری و حفظ قرآن موجود و درست‌خوانی آن نیز ارجاع مردم به قرآن یادآور شده است و در بخش دوم با عنوان «احیای مفاهیم و محتوای قرآن» اثرگذاری اهل بیت(ع) در احیای معارف قرآن را در چند فصل بررسی کرده است.

در بخش سوم با عنوان «پاسداشت حریم ارزش‌های قرآنی در نظر و عمل» کارکرد‌های ویژه عترت در ترویج و نشر قرآن و همچنین اجرای ارزش‌های وحیانی به عنوان الگوی عملی در جامعه اسلامی را به بحث گذاشته است. چهارمین بخش نیز به نقش عترت در قرآن‌پژوهی و ماندگاری فرهنگ آن اختصاص یافته و اثربخشی اهل بیت(ع) را در این مسیر اثبات کرده است.

در سخن پایانی نیز با تأکید بر پیامد‌های ناگوار جدایی ساحت قرآن از آموزه‌های عترت، توجه کامل به قرآن و عترت را تنها راه حرکت درست امت اسلامی به سوی تمدن بزرگ اسلامی دانسته و بحث را پایان داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...