کتاب «مطبوعات و شهروندی» نوشته یونس قیصی‌زاده، نویسنده بوشهری منتشر شد.

به گزارش ایسنا، برای رسیدن به یک جامعه پیشرفته، نیاز به تربیت شهروندانی است که در قبال جامعه احساس مسئولیت نموده و با رعایت مولفه‌های شهروندی، باعث افزایش اعتماد اجتماعی و توسعه جامعه شوند، از این‌رو امروزه نقش آموزش شهروندانی که بتوانند در روند توسعه جامعه مشارکت مسئولانه داشته باشند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

کتاب «مطبوعات و شهروندی» ضمن ضروری دانستن آموزش شهروندان حرفه‌ای، به نقش رسانه‌ها به ویژه مطبوعات در آموزش این شهروندان در جامعه پرداخته است.

کتاب “مطبوعات و شهروندی” شامل دو بخش است؛ در بخش نخست به مباحث شهروندی و آموزش و تربیت شهروندان پرداخته شده که در چندین فصل مباحثی از جمله مفهوم‌شناسی شهروندی، آموزش تعلیم و تربیت شهروندی، رسانه و تاثیرات آن، مطبوعات و نظام رسانه‌ای و... مورد بررسی قرار گرفته است.

در بخش دوم کتاب نیز مطالعه پیمایشی به منظور بررسی نقش مطبوعات در آموزش شهروندان حرفه‌ای انجام گرفته است که از این نظر می‌توان این کتاب را در زمره‌ی نخستین کتاب‌هایی قلمداد کرد که به تاثیر مطبوعات بر بحث شهروندی در یک تحقیق پیمایشی در کشور پرداخته است.

به این منظور با طرح فرضیاتی در خصوص تاثیر مطبوعات بر آموزش، اعتقادات، مهارت‌های عقلانی و مهارت‌های مشارکتی شهروندان حرفه‌ای با استفاده از روش‌های علمی و پیمایشی (انجام نمونه گیری از جامعه آماری و تکمیل پرسشنامه و...) این فرضیات مورد آزمون قرار گرفته‌اند و نتایج خواندنی و کاربردی را برای علاقه‌مندان و خوانندگان فراهم نموده است.

به گزارش ایسنا، کتاب "مطبوعات و شهروندی" در ۲۶۴ صفحه و با شمارگان هزار نسخه توسط نشر نایبند و در چاپخانه بهارستان بوشهر به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...