کتاب «زندگی در مرگ» شامل متفاوت‌ترین روایت‌های یک کالبدشناس از زندگی و مرگ ترجمه و منتشر شد.

به گزارش مهر، نشر مشکی کتاب «زندگی در مرگ» اثر سو بلک را با ترجمه راضیه خشنود منتشر کرد.

بلک که انسان‌شناسی پزشکی قانونی در کشور سوئد به شمار می‌رود در این کتاب روایت داستانی عجیبی از مواجهه با مرگ را از زاویه دید یک کالبدشکاف روایت کرده است.

بلک به عنوان پزشک شاغل در پزشک قانونی هر روز با مرگ روبرو می‌شود. در آزمایشگاهش، در صحنه‌های جرم، قتل، قطع عضو و هنگام بررسی مرگ و میرهای جمعی ناشی از جنگ و یا بلایای طبیعی و از منظر همین روبرویی است که در این کتاب مرگ را از زاویه دیدهای متفاوتی روایت کرده است.

او در این کتاب از چهره‌های بی‌شمار مرگ که به خوبی می‌شناسد، پرده بر می‌دارد و توضیح می‌دهد ککه علم چه اندازه پیشرفت کرده و از کارش چه چیزهایی آموخته است.

نکته قابل توجه در این کتاب این است که بر خلاف تصور عمومی دراره مرگ و روایت از آن که به نظر هولناک و غم‌انگیز می‌آید، بلک در کتابش روایت‌هایی جذاب، تراچیک و طنز گون از مرگ را بازگو کرده است. او در این کتاب به عنوان یک شاهد خبره، آگاه‌ترین، مطمئن‌ترین و قانع‌کننده‌ترین راهنمایی را برای عبور از آخرین مرز زندگی ارائه می‌کند.

بخش قابل توجهی از کتاب گزارشی است از مواجهه او با مرگ در جریان حضورش در منطقه جنگ زده کوزوو که روایتی مستند تکان دهنده و در عین حال بسیار جذاب است.

سو بلک یکی از کالبد شناسان و انسان‌شناسان قانونی پیشرو در جهان است. مهارت او در حل بسیاری از پرونده‌های جنایی مهم حیاتی بوده است. وی در سال ۱۹۹ انسان‌شناس قانونی ارشد در پروژه تیم پزشکی قانونی بریتانیا برای تحقیقات جنایات جنگی کوزوو بود. پس از سونامی سال ۲۰۰۴ از اولین دانشمندان پزشکی قانونی  بود که برای کمک به تشخیص هویت اجساد به تایلند سفر کرد. او در سال ۲۰۱۶ موفق به دریافت نشان امپراتوری بریتانیا برای خدماتش در انسان‌شناسی قانونی شد.

نشر مشکی این کتاب را ۳۶۰ صفحه با قیمت ۷۳ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

با نوشتن کتاب‌های عاشقانه نمی‌توانستم درآمد کسب کنم، زیرا در ژاپن بازاری برای این ژانر وجود نداشت... یک زن خانه‌دار معمولی است که همیشه کم‌اهمیت‌تر از مردان دیده می‌شود... سمبل زنانی است که نمی‌توانند در جامعه ارتقا پیدا کنند... چند‌سال پیش جنایات بسیاری را زنان جوان رقم می‌زدند؛ حالا کودکان هستند که مردم را می‌کشند... مردم نمی‌دانند چه کاری باید انجام دهند تا از این وضع خارج شوند ...
بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...