«روایت‌های سیار؛ هزار و یک شب میان شرق و اروپا» عنوان نمایشگاهی چند رسانه‌ای است که از ۲۰ نوامبر در کتابخانه دولتی برلین برگزار شده است. 

به گزارش مهر، به نقل از رایزنی فرهنگی ایران در آلمان، در کتابخانه دولتی برلین، داستان‌های هزار و یک شب به شیوه‌های مختلف روایت می‌شود. در این نمایشگاه‌، روایت‌ها براساس داستان‌های شرقی و همچنین ترجمه‌های غربی از هزار و یکشب است.

جالب است بدانید که هزار و یک شب تنها به یک روایت محدود نمی‌شود. برای این کتاب سه نسخه وجود دارد و در هر کدام تعدادی روایت نقل شده است: نسخه هندی که پیش از دوره هخامنشی به زبان سانسکریت نوشته شده، نسخه ایرانی که ترجمه‌ای از نسخه سانسکریت به فارسی باستان است و نسخه عربی که در دوران هارون الرشید از زبان پهلوی به عربی ترجمه شده است. در هر ترجمه‌، تعدادی داستان جدید نیز به این کتاب اضافه شده‌ است.

نخستین ترجمه هزار و یک شب به زبان‌های اروپایی نیز در قرن هجدهم میلادی به دست آنتوان گالان صورت گرفت. او هزار و یک شب را به فرانسوی برگرداند و در سال ۱۷۰۴ میلادی، آن را منتشر کرد. سپس در سال ۱۸۸۵، سر ریچارد برتون نخستین ترجمه انگلیسی این کتاب را به بازار عرضه کرد. این کتاب و ترجمه‌های غربی آن، تأثیر به‌سزایی بر زندگی بسیاری از نویسندگان معروف جهان داشته است.

حال در نمایشگاه «روایت‌های سیار؛ هزار و یک شب میان شرق و اروپا» آثار گرافیکی، نسخ خطی قدیمی، نقاشی‌های نادر تاریخی و... کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا روایت‌های شرقی و ترجمه‌های غربی این اثر را به علاقه‌مندان نشان دهند. این نمایشگاه به نوعی نشان‌دهنده ارتباط طولانی و متقابل جهان غرب و شرق است.

درهای نمایشگاه «روایت‌های سیار؛ هزار و یک شب میان شرق و اروپا» تا هجدهم ژانویه سال ۲۰۲۰ به روی عموم باز است.

................ هر روز با کتاب ...............

راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...
کارمند جوانی است که خود را به این شهر منتقل کرده است تا سر و صورتی به زندگی ضایع‌اش بدهد... با رفیقه‌­ی خود، به سفر می‌رود. اما به جای آنکه در صراط مستقیم بیفتد، تمام روز را در خلوت به غذا خوردن و می­ زدن و ورق­ بازی و نقل داستان‌هایی بی سر و ته می­‌گذراند... زیست شناس آلمانی عقیده دارد که او به حکم قانون تنازع بقا از میان خواهد رفت. ...