«به‌نشر» (انتشارات آستان قدس رضوی) اخیرا کتابی مشتمل بر داستان‌هایی کوتاه درباره زندگی امام حسن عسگری (ع) را با عنوان «باد یمانی» روانه بازار نشر کرده است.

به گزارش مهر، «باد یمانی» شامل هشت داستان کوتاه با عنوان‌های «ماجرای درختان سیب»، «ماجرای رگ زدن»، «ماجرای پارچه‌ها»، «ماجرای شتر»، «ماجرای ابریشم»، «ماجرای اسب»، «ماجرای سکه‌ها» و «ماجرای به دنیا آمدن» است.

نویسنده این کتاب با رجوع به تاریخ زندگی امام حسن عسگری علیه‌السلام و منابع روایی و احادیث، حکایاتی از زندگی و کرامات و معجزات آن حضرت را انتخاب کرده و به میانجی ذوق و تخیلش، آنها را به داستانهایی برای مخاطب امروز بدل کرده است. برخی از منابع روایی که نویسنده به سراغ آنها رفته و حکایات را بر مبنای برداشتی آزاد از آنها روایت کرده است عبارتند از: کتاب ارشاد شیخ مفید، اصول کافی شیخ کلینی، کتاب بحار الانوار علامه مجلسی، کتاب مدینه المعاجز، کتاب الحجه، کتاب خلاصه الاخبار، کتاب کمال الدین و...

هرچند این کتاب با موضوع «داستان مذهبی» برای مخاطب بزرگسال نوشته شده؛ اما نوع روایت، حکایات و زبان ساده‌ و توضیحاتی که نگارنده به کار گرفته، می‌تواند آن را به کتابی مختص گروه سنی نوجوان و جوان بدل کند. داستان‌ها بسیار ساده شروع می‌شوند و نویسنده گاه به گاه تلاش می‌کند روایتش از آدمهای هر قصه را به مسیرهای فرعی‌ای بکشاند که احتمالا از نظرش به جذابیت داستان کمک می‌کرده است. مثلا بر اسامی افراد و اشخاص و اینکه چرا اسم بیشتر شخصیت‌ها «احمد» یا «محمد» است، توقف می‌کند و با طرح مباحثی که به روند داستانش ارتباطی ندارد، ذهن خواننده را درگیر می‌کند.

از سوی دیگر گویا نویسنده عمدا تلاش می‌کند روایتگری‌اش از قالب‌های مرسوم نگارش داستان بیرون بزند. نگارنده در بسیاری از مواقع لحن و قالب روایتگری‌اش، گزارش‌گونه می‌شود و حتی در جاهایی به حدیث نفس با مخاطب کتاب می‌پردازد. به عبارت دیگر او که عموما راوی سوم شخص و «دانای کل» را برای روایت داستان‌ها برگزیده است، گاه از قواعد روایتگری داستان توسط «دانای کل» عدول می‌کند و پای راوی را به عنوان نویسنده به خود روایت باز می‌کند. در مواقعی حتی او خواننده را مخاطب قرار می‌دهد و از او سوال می‌کند یا ذهنش را می‌خواند! اینکه این شیوه تا چه حد پذیرفتی و مجاز است یک بحث فنی و تخصصی است که صاحبان فن باید درباره آن نظر بدهند! اما اینکه آیا قالب ساختارشکنانه‌ای که نویسنده «باد یمانی» اتخاذ کرده، خوب از آب درآمده و رضایت خواننده را جلب خواهد کرد، بحث دیگری است که باید بعد از مطالعه کتاب توسط خوانندگان به آن پی برد.

نکته جالب توجه در این کتاب آن است که نگارنده برای روشن کردن برخی از زوایای پنهان زندگی امام حسن عسگری علیه السلام تلاش کرده است؛ زوایا و ابعادی که کمتر برای مخاطب امروزی بازگفته یا شناخته شده است. گویی نویسنده قصد دارد با ارائه مسائلی کمتر شنیده یا خوانده شده، شناخت خواننده را از شخصیت امام حسن عسگری علیه السلام وسعت ببخشد.

در بخشی از آخرین داستان این کتاب با عنوان «ماجرای به دنیا آمدن» که داستان تولد حضرت امام زمان (عج) در آن روایت شده از زبان عمه امام عسگری سلام الله علیهما این‌گونه می‌خوانیم:

در یکی از روزها که  به منزل برادرم رفته بودم، به نزد ایشان رسیدم که ناگهان فرمودند: «خواهرم، نرگس را به نزد فرزندم برسان، خداوند خواسته است تو در این اجر شریک باشی.» و من به یاد آن ماجرا افتادم. زمانی که نرگس برای اولین بار به نزد ما آمد. برادرزاده‌ام، به تندی به او نگریست و من پرسیدم: «ای برادرزاده گرامی، آیا به او تمایل دارید؟» ایشان فرمودند: «نظر من از جهت تعجب در امری بود.» من دوباره پرسیدم: «چه امری؟» ایشان پاسخ دادند: «به زودی از او فرزندی به دنیا می‌آید که زمین را پر از عدل و داد می‌کند، بعد از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد.» و حالا من بودم که نرگس را به نزد برادرزاده‌ام می‌بردم...

چاپ نخست «باد یمانی» به قلم محمدرضا عابدی شاهرودی، چندی پیش توسط انتشارات «به‌نشر» در قطع رقعی، با شمارگان یک‌هزار نسخه، ۱۳۶ صفحه و قیمت ۱۹هزار تومان روانه بازار نشر شد.

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...