کتاب «دایرة‌المعارف سینمای دفاع مقدس» که به همت مسعود فراستی گرد‌آوری و تنظیم شده است، در نمایشگاه کتاب سال آینده منتشر می‌شود.

«مسعود فراستی» در گفت‌و‌گو با فارس، از انتشار نخستین «دایرة‌المعارف سینمای دفاع مقدس» در نمایشگاه کتاب سال آینده خبر داد و گفت: قرار است فیلم‌هایی دفاع‌مقدسی که تا اواخر امسال ساخته می‌شوند نیز به این کتاب افزوده شود، ضمن اینکه 5 فیلمی‌ که با چنین مضمونی در جشنواره فیلم فجر امسال هستند، نیز در این کتاب می‌گنجند.

وی افزود: تا انتهای امسال نواقص کتاب رفع و بخش‌های جدید و عکس‌ها به آن اضافه می‌شوند.
این کارشناس و منتقد سینما همچنین با اشاره به کتاب دیگرش، «دایرة‌المعارف فیلم‌های جنگی جهان»گفت: ترجمه این کتاب تمام شده و در حال نمونه‌خوانی هستیم و امیدوارم به نمایشگاه کتاب برسد.

بنا بر این گزارش، اولین بخش «دایرة‌المعارف سینمای دفاع مقدس» مربوط به معرفی حدود دویست و پنجاه فیلم سینمایی بلند دفاع مقدس همراه با حدود 50 الی 60 نقد است و بخش بعدی که بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین بخش این دائرةالمعارف است به معرفی آثار کوتاه مستند و نماهنگ در زمینه دفاع مقدس اختصاص دارد.
بخش ویژه‌ای از این کتاب به شهید آوینی اختصاص داده می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...