نشر ساقی، «انفطار صورت» اثر شهید آوینی را که زمستان سال گذشته منتشر شده است، در نمایشگاه امسال ارائه می‌کند.

به گزارش ایبنا، «انفطار صورت» اثری است متفاوت از سید مرتضی آوینی که به بررسی جایگاه گرافیک و نقاشی در تحولات تاریخی دوران انقلاب اسلامی می‌پردازد.

کتاب از فهرست، نمایه و هفت مقاله تشکیل شده است و ناشر در ابتدای آن می‌گوید: «انفطار صورت» آخرین کتاب از مجموعه دوازده جلدی آثار شهید آوینی است که نشر ساقی برای اولین بار منتشر می‌کند. این کتاب مقالات نگارنده را درباره هنر گرافیک ونقاشی در بر می‌گیرد. مقالاتی که غالبا در طول سال‌های 1368 تا 1371 در مجله «سوره» نگاشته شده است.

عنوان مقالات چاپ شده در کتاب «گرافیک و تحولات تاریخی»، «گرافیک و انقلاب اسلامی»، «زبان گرافیک و سمبل‌هایش»، «جنگ در آینه مصفای نقاشی متعهد»، «انفطار صورت»، «نقاشی برای نقاشی» و «یادداشت‌های ناتمام» است. «یادداشت‌های ناتمام» به صورت کپی از دست‌نوشته‌های شهید‌ آوینی چاپ شده است.

«انفطار صورت» مجموعه مقالات سید مرتضی آوینی، زمستان 87 توسط نشر ساقی در 108 صفحه با شمارگان 5500 نسخه چاپ شده است و با قیمت 22000 ریال در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...