کتاب «بالای همه نوشته‌هایم نام توست»، قطعه‌های ادبی و نیایشی برگرفته از آیات قرآن کریم است که برای گروه سنی نوجوان منتشر و روانه بازار شد.

به گزارش مهر، به نقل از روابط عمومی انتشارات مدرسه، کتاب «بالای همه نوشته‌هایم نام توست» با هدف آشنایی نوجوانان با رحمت ، مهربانی و محبت پروردگار به انسان  توسط اکرم کشایی نوشته شده است. نویسنده  در این کتاب گفت‌وگوهایی با خداوند دارد. او از شادی‌هایش، ترس‌هایش ، ناراحتی‌هایش، دلتنگی‌هایش و... می‌گوید و بعد اشاره‌ای دارد به آیات قرآنی که نشان از محبت خداوند  است.

کشایی در بیان انگیزه‌ی چاپ آن برای نوجوانان گفت: «نوجوانی دوره‌ی گذار از افت و خیزهای روحی و آشفتگی‌های ذهنی است. کشتی ذهن یک نوجوان در دریای متلاطمی از پرسش‌ها و تضادها و چالش‌ها پیش می‌رود. اطمینان از وجود یک قدرت برتر و علاوه بر آن بسیار مهربان، این دریای متلاطم را آرام‌تر می‌کند. وقتی این محبت دوطرفه می‌شود و کم کم در همه‌ی ابعاد زندگی گسترش پیدا می‌کند، آثار مثبتی به جا می‌گذارد. در قرآن کریم آیه‌های فراوانی وجود دارد که به محبت پروردگار نسبت به انسان‌ها اشاره می‌کند.»

«بالای همه نوشته‌هایم نام توست» در ۵۶ صفحه مصور و به قیمت ۱۶۵۰۰ تومان در فروشگاه‌های سراسر کشور و همچنین در فروشگاه مجازی انتشارات مدرسه در دسترس مخاطبان قرار دارد.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...