فرزند مرحوم علامه طباطبایی گفت: کتابی که خاطرات این دانشمند دینی را به شکل کامل منتشر کرده باشد، هنوز نوشته نشده است.

نجمه‌السادات طباطبایی در گفتگو با فارس در مورد چاپ کامل خاطرات علامه طباطبایی گفت: کتابی که به شکل مدون و کامل، خاطرات علامه را منتشر کرده باشد، هنوز نوشته نشده است.

وی در ادامه به کتاب «مهر تابان» نوشته مرحوم لاله‌زاری اشاره کرد و گفت: لاله‌زاری سال‌ها با علامه ارتباط داشت و نسبتاً کتاب خوبی از خاطرات و اخلاقیات علامه را نوشته است، اما «مهر تابان» را هم نمی‌توان کتاب کاملی از خاطرات زندگی علامه برشمرد.

طباطبایی تصریح کرد: متأسفانه گاهی مطالبی در خاطرات علامه ذکر می‌شود که هیچ مناسبتی با اخلاق او ندارد. فرزند مرحوم علامه طباطبایی، مهم‌ترین ویژگی علامه را احترام به بزرگ‌ترها برشمرد و افزود: او همیشه از دستور دادن به بزرگ‌ترها و کوچک‌ترها پرهیز می‌کرد و به واجبات اسلام بسیار مقید بود.

وی شهید بهشتی، حسن‌زاده آملی، امینی نجف‌آبادی، جوادی آملی و ابراهیمی دینانی را از جمله شاگردان علامه طباطبایی دانست و گفت: علامه همیشه شاگردان خود را رفیق خطاب می‌کرد و از گفتن شاگرد به آنها پرهیز داشت.

طباطبایی خاطرنشان کرد: علامه همیشه آرام و خوش‌ اخلاق بود و هیچ‌گاه عصبانیت در چهره او دیده نمی‌شد. همیشه در جواب دادن حلیم و بردبار و ذره ذره عمرش برای ما درس عبرت بود.

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...