شرح و رمزگشایی داستان‌های سهروردی به کوشش تقی پورنامداریان منتشر می‌شود.

تقی پورنامداریان پژوهشگر، عطار پژوه و استاد دانشگاه به فارس، گفت که کتاب شرح و رمزگشایی حدود 10 داستان همراه با گزیده‌ای از آثار غیر داستانی سهروردی را به پایان برده و انتشارات علمی آن را منتشر خواهد کرد.

این اثر حدودا 300 صفحه‌ای اکنون زیر چاپ است.
وی همچنین از پایان تجدید نظر بر کتاب «خانه‌ام ابری است» درباره
نیما یوشیج همراه با اضافات جدید خبر داد و تصریح کرد که این کتاب نیز از سوی انتشارات مروارید بازنشر می‌شود.

جلد دوم داستان پیامبران در غزلیات شمس نیز به کوشش پورنامداریان در مرحله حروف‌چینی است.
جمع‌آوری و انتخاب مطالب کتاب «آشنایی با زبان و ادبیات فارسی» برای عموم مردم که کتابی غیردرسی است، توسط پورنامداریان انجام شده است و فقط شرح مختصری برای این کتاب مانده و قرار است این اثر نیز تا پایان سال منتشر شود.

وی «برگزیده آثار عرفانی» را برای انتشارات سمت جمع‌آوری کرده و فقط شرح و توضیحش مانده است و این کتاب هم به احتمال زیاد تا پایان سال منتشر خواهد شد.

«درآمدی بر ادبیات غنایی» از دیگر آثار پورنامداریان است که حدود 100 صفحه از آن را نوشته است.
تقى‌پور نامداریان منتقد شعر، ادب پژوه و نویسنده در سال 1320 در همدان متولد شد و در سال 1358 دکتراى زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران اخذ کرد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...