به گزارش ایرنا، کتاب «تولد در باران» به قلم علی‌الله سلیمی روایتگر برهه‌های مختلف زندگی «شهید نورعلی شوشتری» در کتابخانه کلینی شهرری رونمایی شد.

به گزارش ایرنا، این مراسم با حضور خانواده‌های معظم شهدا و گروهی از جانبازان برگزار و در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در این مراسم از دو خانواده معظم شهید با اهدای لوح سپاس تجلیل شد.

کتاب «تولد در باران» دری فصل با عناوین "تولد در باران"، "شوق مکتب‌خانه"، "لحن خوش حسن‌خوانی"، "شروع یک زندگی"، "مهاجرت به نیشابور"، "تعطیلات در منطقه جنگی"، "مهر گرما روی پیشانی"، "زورو، بی‌سیمچی ماهر"، "فرمانده آشنای مرصاد"، "تلواسه رنگ انار" و "احیای حیات در سیستان" در ۱۰۰ صفحه نوشته‌شده و در هر فصل به یکی از مقاطع حساس و تأثیرگذار زندگی شهید نورعلی شوشتری می‌پردازد.

کتاب «تولد در باران» تولد ایشان در دوازدهمین روز اردیبهشت سال ۱۳۲۷ در روستای ینگجه از توابع بخش سر ولایت شهرستان نیشابور در خراسان رضوی تا رشد و بالندگی در این منطقه و بعدها با حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی و شرکت در عملیات حماسه‌آفرین متعدد و سرانجام شهادت در ۲۶ مهرماه ۱۳۸۸، هنگام برپایی پنجمین نشست سران قبایل و طایفه‌های منطقه سیستان و بلوچستان که باهدف تأمین امنیت پایدار و برنامه‌ریزی برای طرح‌های اقتصادی و فرهنگی در این منطقه در حال برگزاری بود را به خوبی روایت می‌کند.

وی در زمان دفاع مقدس در جبهه خوزستان بود و در عملیات مرصاد که برضد حمله سازمان مجاهدین خلق ایران (در استان کرمانشاه) انجام شد، نقش فرماندهی را برعهده داشت و فرماندهی لشکر ۵ قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه بخشی از مسئولیت‌های او بود.

وی از اول فروردین ۱۳۸۸ با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس زاهدان را برعهده گرفت و سعی داشت به پیشرفت و همبستگی در استان سیستان و بلوچستان بپردازد و در صبح یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸ در همایش وحدت اقوام و مذاهب سیستان و بلوچستان که با شرکت عشایر بلوچ در منطقهٔ پیشین جریان داشت در انفجاری انتحاری به همراه برخی از فرماندهان سپاه و عشایر بلوچستان شهید شد.

سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...
جوان، کتاب دارد و پیرمرد چاقو. سکویی نیز در بین طبقات حرکت می‌کند... ساختمان، در کل ۳۳۳ طبقه دارد، بنابراین ۶۶۶ نفر در این جهنم شیطانی هستند... غذاها پس‌مانده‌ طبقات بالاتر است... عدالتی در کار نیست و پیرمرد نیز هم‌طبقه‌‌ای‌های خودش را خورده است... دوگانه نمادین دن‌کیشوت و سانچو پانزا شکل می‌گیرد... افراد می‌توانند به یکدیگر کمک کنند، اما شاهد «جنگ همه، علیه همه» هستیم... جهانی شیطانی، تاریک، ناامید و پوچ. ...