کتاب «بالزاک: یک بیوگرافی» [Balzac] اثر اشتفان زوایگ (تسوایگ) با ترجمه ضیا الدین ضیایی توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

بالزاک: یک بیوگرافی» [Balzac] اثر اشتفان زوایگ (تسوایک)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، زوایگ که ترجمه فارسی نام او را «اشتفان تسوایگ» هم نوشته‌اند و بیشتر با این نام دوم در ایران معروف است، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، منتقد ادبی و بیوگرافی‌نویس مشهور اتریشی است. او که دکترای فلسفه داشت پس از شکل گیری آلمان نازی و الحاق اتریش به آلمان، به دلیل یهودی بودن از اتریش به لندن گریخت و از آنجا هم به برزیل رفت و در همین کشور بدرود حیات گفت.

زوایگ به شدت تحت تاثیر فیلسوف و روانکاو هم‌وطنش یک زیگموند فروید قرار داشت. به همین دلیل در آثار خود به وصف بحران‌هایی که ریشه‌اش در عمیق‌ترین ضمیر ناخودآگاه آدمی وجود دارد، پرداخت و به طور ویژه حالت‌های بیمارگونه و واکنش‌های دفاعی شخصیت‌ها توجه او را بیشتر به خود جلب می‌کرد. به همین دلیل آثارش سراسر انسانی است و عمده توجه او به انسان و شرح مصائب او بوده است.

شخصیت‌های آثارش نیز زنده و قدرتمند هستند و بسیار عالی پرداخت شده‌اند. چون دغدغه‌های و مسائل اصیل انسانی مدنظر زوایگ بود، آثارش در بسیاری از جوامع مورد استقبال قرار گرفتند و بسیاری از منتقدان آثار او را فرازمانی و فرامکانی خواندند که هیچگاه کهنه نخواهد شد.

یکی از مهم‌ترین و بهترین آثار او رمان کوتاه «شطرنج باز» است. پرداخت دو شخصیت اصلی داستان واقعاً حیرت آور است. دیگر کتاب مشهور او در ایران «وجدان بیدار: کاستلیو و کالون» است. این کتاب زندگینامه سباستین کاستلیو، یکی از رهبران نهضت اصلاح دینی در سده شانزدهم میلادی است که مقابل استبداد پاپ‌ها بویژه ژان کالون قیام کرد.

زوایگ با همین رویکرد تحلیلی خود به شخصیت‌ها، به نگارش زندگینامه تنی چند از بزرگان از جمله زیگموند فروید، ماکسیم گورکی، ماری استوارت، ماری آنتوانت و… پرداخت. یکی دیگر از آثار این مجموعه زوایگ زندگینامه «اونوره دو بالزاک» رمان‌نویس مشهور و ماندگار فرانسوی است. همانطور که اشاره شد این کتاب به تازگی با ترجمه ضیاالدین ضیایی توسط نشر تاریخ ایران منتشر شده است. در بسیاری از منابع تاریخ ادبیات جهان از این کتاب به عنوان بهترین بیوگرافی بالزاک نام برده‌اند.

ضیایی یکی از مترجمان تخصصی آثار زوایگ به فارسی است. با ترجمه او آثار دیگری از این نویسنده نامدار اتریشی نیز به فارسی منتشر شده است که از جمله آنها می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: «ماری آنتوانت: ملکه منفور اما ابدی فرانسه»، «شاهکار یک مرد: ماژلان»، «ماجرای یک اشتباه تاریخی: بیوگرافی آمریگو وسپوچی» و «نامه یک زن ناشناس – ترس»، «ماری استوارت: یک ملکه برای دو سرزمین».

کتاب «بالزاک: یک بیوگرافی» اثر اشتفان زوایگ با ترجمه ضیا الدین ضیایی در ۵۷۰ صفحه با قیمت ۹۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...