به گزارش ایبنا به نقل از ستاد خبری این جشنواره امیرحسین افشار دبیر این جایزه ادبی در آیین پایانی این جایزه ادبی درسرای محله زعفرانیه گفت: این جایزه برای نخستین بار و با تلاش یک مجموعه خصوصی و با هدف معرفی نوآوران و خلاقان ادبی داستان‌نویس و فراگیرسازی داستان‌نویسی برگزار می‌شود.

همچنین سید محمد‌حسین حسینی رئیس هیات داوران جایزه ادبی سیمین در سخنانی با اشاره به اهداف این جشنواره گفت: یکی از دغدغه های موسسه ادبی سیمین زمینه سازی برای رشد جوانان داستانویس و ایجاد نشاط و پویایی در میان نسل جدید ادبیات داستانی  با برگزاری دوره ها وکارگاه های آموزشی داستان نویسی در سطح تهران و مراکزاستان ها است. 

ندا پیشیار نویسنده و عضو هیات داوران با اشاره به شرکت بیش از ۵۰۰نفر در این جایزه ادبی گفت: ۷۰ درصد کسانی که اثر ارسال کردند از بانوان بودند.

تجلیل از نویسندگان سه اثر داستانی برتر نویسندگان جوان و رونمایی از فراخوان دومین جایزه ادبی و خوانش داستان های برگزیده از دیگر برنامه های این جایزه ادبی بود.   
 
براساس اعلام رای هیات داوران از میان آثار رسیده یگانه شیخ الاسلامی، سارا فعال و مولود علیزاده فاضل به عنوان نویسندگان برتر و خلاق این جایزه ادبی معرفی  و با اهدای هدایا و تندیس از برگزیدگان تجلیل شد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...