به گزارش ایبنا به نقل از ستاد خبری این جشنواره امیرحسین افشار دبیر این جایزه ادبی در آیین پایانی این جایزه ادبی درسرای محله زعفرانیه گفت: این جایزه برای نخستین بار و با تلاش یک مجموعه خصوصی و با هدف معرفی نوآوران و خلاقان ادبی داستان‌نویس و فراگیرسازی داستان‌نویسی برگزار می‌شود.

همچنین سید محمد‌حسین حسینی رئیس هیات داوران جایزه ادبی سیمین در سخنانی با اشاره به اهداف این جشنواره گفت: یکی از دغدغه های موسسه ادبی سیمین زمینه سازی برای رشد جوانان داستانویس و ایجاد نشاط و پویایی در میان نسل جدید ادبیات داستانی  با برگزاری دوره ها وکارگاه های آموزشی داستان نویسی در سطح تهران و مراکزاستان ها است. 

ندا پیشیار نویسنده و عضو هیات داوران با اشاره به شرکت بیش از ۵۰۰نفر در این جایزه ادبی گفت: ۷۰ درصد کسانی که اثر ارسال کردند از بانوان بودند.

تجلیل از نویسندگان سه اثر داستانی برتر نویسندگان جوان و رونمایی از فراخوان دومین جایزه ادبی و خوانش داستان های برگزیده از دیگر برنامه های این جایزه ادبی بود.   
 
براساس اعلام رای هیات داوران از میان آثار رسیده یگانه شیخ الاسلامی، سارا فعال و مولود علیزاده فاضل به عنوان نویسندگان برتر و خلاق این جایزه ادبی معرفی  و با اهدای هدایا و تندیس از برگزیدگان تجلیل شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...