تاریخ الحکماء (یا إخبارالعلماء بأخبار الحکماء). کتابی به عربی درباره سوانح زندگی و آثار فیلسوفان، منجمان، ریاضی‌دانان و اطبای یونانی و اسلامی نوشته قفطی. کتاب تا روزگار مؤلف را دربرمی‌گیرد و شهرت قفطی به سبب همین اثر است که متن اصلی آن از میان رفته و تنها مختصری از آن باقی مانده است و اگر ابن ابی اصیبعة در "عیون الانباء" از آن نام نمی‌برد عنوان اصلی آن فراموش شده بود. این اثر پس از وفات پدر قفطی یعنی پس از 624 تألیف شده زیرا مؤلف پس از ذکر نام پدرش عبارت «رحمة الله» را آورده است.

قفطی در "تاریخ الحکماء" از منابع گوناگون نام یا بهره برده است از جمله: "طبقات الاطباء" و "الحکماء" ابوداوود سلیمان بن حسان؛ "تاریخ الاطباء و الفلاسفة" اسحاق بن حنین؛ "الفهرست" ابن ندیم؛ "طبقات الامم" قاضی صاعد اندلسی؛ "تاریخ الاطباء" یحیی نحوی اسکندرانی. قفطی همچنین از منابع دیگری نام برده که مالک آنها بوده است. وی هر جا که لازم دانسته منابع خود را ذکر کرده و هر گاه اشتباه یا تناقض در مطالب مشاهده کرده با دلایلی در نقد و اصلاح آن کوشیده است.

"تاریخ الحکماء" در سه بخش تألیف شده است: بخش نخست به ترتیب حرف اول نام‌ها و مشتمل بر شرح حال 354 تن است. بخش دوم بر اساس کنیه است و در آن 46 تن معرفی شده‌اند و بخش سوم بر اساس کنیه ابناء بوده و شامل شرح حال پانزده تن است. به این ترتیب در مجموع 415 تن معرفی شده‌اند. شرح حال افراد گاه مفصل و گاه کوتاه است و گاهی فقط به نام آنها اشاره شده است. قفطی حکمای یونان و اتباع آنان را به سه فرقه تقسیم می‌کند: دهریون که منکر صانع مدبرند و عالم را قدیم و حرکت را دوری می‌دانند. طبیعیون که هرچند به مبدأ قادر حکیم قایل‌اند منکر معاد و بعث و نشورند و مراد از سخنان انبیا و اولیا و اوصیا در این باره را حفظ سیاست مدنی می‌دانند؛ این هر دو فرقه از زمره زنادقه به شمار می‌روند. فرقه سوم الاهیون‌اند که به رد آن دو فرقه دیگر برخاسته‌اند، اما چون آرای آنها مستند به کتاب منزل و قول نبی مرسل نبوده است به گمراهی افتاده‌اند و از اموری که تحقیق عقلی بدانها راه ندارد دور مانده‌اند.

وی در نقد آرای ارسطو و فارابی و ابن سینا به راه غزالی رفته است و جز ریاضیات و منطق که به بیان وی با امور دینی نفیا و اثباتا سر و کار ندارند، بقیه اقسام علوم فلسفی هر کدام را به نحوی رد و انکار کرده است. وی قسمت‌هایی از مواعظ انبیا را نیز نقل کرده است. قفطی در شرح حال آنان که بیشتر به حکمت معروف بوده‌اند نمونه‌ای از اقوال یا اصل نظر آنها را ذکر و به تألیفات و مناسبات آنها با معاصران‌شان اشاره کرده است. مثلا فهرستی از نوشته‌های ارسطو را به روایت فردی یونانی به نام "بطلمیوس" در نامه‌ای به اغلس آورده است. او از قول ابومعشر (بلخی) ادریس نبی (هرمس) را مبدع احکام نجوم خوانده و نیز بنای معابد و علم طب و تألیف قصاید و اشعار را برای نخستین بار به او نسبت داده است. همچنین وی نام برخی گروه‌ها مانند: اخوان الصفا،  بنوصباح و بنو موسی را آورده و بسیاری از مراکز علمی را نیز ذکر کرده است.

قفطی گاه از اختلاف موجود در منابع به اشتباه افتاده است. مثلا فرغانی منجم را دو نفر محسوب کرده: احمدبن محمد بن کثیر فرغانی و محمد بن کثیر فرغانی. همچنین ندانسته که «میلاوس» تصحیفی قدیمی از منلائوس منجم و هندسه‌دان است و شرح حال ثاون اسکندرانی را یک بار در حرف ثاء و بار دیگر در حرف فاء آورده و توجه نکرده که "فنون" تصحیف ثاون است.

"محمد خطیبی زوزنی" کمتر از یک سال پس از وفات قفطی "تاریخ الحکماء" را خلاصه کرده و "المنتخبات الملتقطات من کتاب تاریخ الحکماء" نامیده است. این کتاب به "مختصر زوزنی" هم مشهور شده است. امروزه آن را به نام "تاریخ الحکماء" می‌شناسند. از نویسنده اطلاع دیگری در دست نیست. به گفته نالینو برخی منابع مختصر را به‌غلط به قفطی نسبت داده و برخی دیگر ذکری از مؤلف آن نکرده‌اند. مثلا صابونی گفته است که زوزنی ضمن اختصار متن اصلی "تاریخ الحکماء" آن را کامل کرده است؛ در حالی که وی هنگام اختصار اصلاحات لازم را به عمل نیاورده و قسمت‌های بازمانده را چنان‌که شایسته بوده پیوند نداده است و برخی عبارات معنای پریشان یافته است. "اوگوست مولر" مختصر را تصحیح کرده و کار ناتمام او را "یولیوس لیپرت" در 1903 در لایپزیگ چاپ کرده است. طبع بدون تحقیقی از همین چاپ در 1326 در مصر انتشار یافته است. دخویه و سوتر ملاحظاتی بر چاپ لایپزیگ نوشته‌اند.

"مختصر تاریخ الحکماء" در 1099 به فارسی ترجمه شده است. مترجم نام خود را ذکر نکرده و ازین رو برخی به اشتباه میرزا محمدابراهیم از مستوفیان شاه سلیمان صفوی را مترجم آن معرفی کرده در حالی که مترجم در مقدمه می‌گوید که ترجمه آن را به دستور "میرزا محمدابراهیم" آغاز کرده است. در این ترجمه نام و شرح حال 410 حکیم آمده و مترجم کوشیده متن فارسی را با متن اصلی منطبق کند و در مقدمه اشاره کرده که نسخه در دسترس او اشتباهات بسیار داشته است. مترجم در چند مورد استنباط غلط یا مسامحه کرده که موجب مغایرت متن ترجمه با متن عربی شده است.

جرجی زیدان نام دیگر "تاریخ الحکماء" را "روضة العلماء" گزارش کرده است. همچنین "آلدو مییلی" مستشرق ایتالیایی این کتاب را از منابع اساسی تاریخ علوم دوره اسلامی دانسته است.

حسن سیدعرب. دانشنامه جهان اسلام

بزرگ ترین رمان انگلیسی قرن نوزدهم... شرح و نقد زندگی چند خانواده ... دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. این ازدواج نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی... دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند... ...
روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...