تصحیح بهروز ثروتیان، پژوهشگر پیشکسوت و مصحح نسخ خطی از دیوان حافظ با نگاه تحلیلی و انتقادی به 26 نسخه بدل، از سوی انتشارات «بین‌الملل» (وابسته به امیرکبیر) راهی بازار شد.

این پژوهشگر و مصحح آثار ادبی کلاسیک در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تصحیح‌هایی که پیشتر از وی درباره اشعار حافظ چاپ شده است، گفت: سال 1379 تصحیح من از غزل‌های حافظ که 20 سال طول کشیده بود، از سوی انتشارات «نگاه» چاپ شد و 3 سال بعد یک شرح 4000 صفحه‌ای برای اشعار حافظ نوشتم که از سوی انتشارات «پویندگان» منتشر شد که مدتی بعد انتشارات «نگاه» گزیده‌ای از آن را در 4 جلد 700 صفحه‌ای چاپ کرد.

وی ادامه داد: اخیراًٌ هم نشر «بین‌الملل» (وابسته به انتشارات امیرکبیر) آخرین تصحیح من از دیوان حافظ چاپ را در کتابی حدوداً 500 صفحه‌ای چاپ کرده است. البته هنوز نسخه‌ای از کتاب به دست من نرسیده است.

ثروتیان این کتاب را نتیجه یک عمر بررسی همه نسخه‌های قدیم و جدید دیوان حافظ، توصیف کرد و گفت: 72 سال است که نسخه غنی - قزوینی از حافظ در دسترس است و خود قزوینی در آن تاکید کرده که آن را از روی نسخه «خلخالی» تصحیح کرده است؛ در حالی که کاتب نسخه خلخالی کسی بوده که کلمات زیادی را از اشعار حافظ، حذف و جرح و تعدیل کرده است.

به گفته این پژوهشگر 74 ساله، تصحیح او از ‌دیوان حافظ‌ بر ‌اساس 26 نسخه بدل و با رویکردی انتقادی - استدلالی انجام شده و انتظار دارد اهالی شعر درباره آن نظر دهند.

از دیگر تصحیح‌های انجام ‌شده‌ روی دیوان حافظ که هم‌اکنون در بازار موجود است، می‌توان به تصحیح‌های محمد قزوینی و قاسم غنی، پرویز ناتل خانلری، رشید عیوضی، هوشنگ ابتهاج، احمد شاملو، پرفسور نذیر احمد، حسین الهی قمشه‌ای، بهاءالدین خرمشاهی، سلیم نیساری و سیدابوالقاسم انجوی شیرازی اشاره کرد.

تصحیح و شرح آثار نظامی (6 جلد)، فرّ در شاهنامه، تصحیح جاودان خرد، پیر طریقت گفت، بیان در شعر فارسی، روایات گهربار، طنز و رمز در الهی‌نامه، بازنویسی آثار نظامی برای جوانان (6 جلد)، رویای عشق در مثنوی گل و نوروز، گزیده مخزن‌الاسرار، آئینه غیب، سلام بر حیدر بابا (شعر فارسی)، ترجمه حیدربابا یه سلام، از ایران چه می‌دانیم (7 جلد)، شعر و اندیشه نیما یوشیج، اندیشه‌های نظامی گنجه‌ای و نقش بیان در آفرینش خیال برخی آثار چاپ شده از بهروز ثروتیان هستند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...