مراسم بزرگداشت سلمان هراتی برگزار می‌شود.

مراسم نکوداشت شخصیت آموزگار شعر انقلاب با حضور قیصر امین‌پور، سیدضیاءالدین شفیعی و میراحمد میراحسان برگزار خواهد شد.

به‌گزارش ایسنا، این مراسم در دومین محفل دانشجویی ادبیات پایداری ساعت 15 روز چهارشنبه اول آذرماه در تالار کمال دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برپا می‌شود.

همچنین بررسی و ارزیابی مجموعه‌ی کامل شعرهای سلمان هراتی با حضور علی‌محمد مؤدب و محسن رزوان در دومین نشست نقد شعر دفاع مقدس، ساعت 15 روز یکشنبه پنجم آذرماه در مکان یادشده برگزار خواهد شد.

این نشست‌ها ازسوی هسته‌ی علمی دانشجویان شاهد و ایثارگر دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با مشارکت دبیرخانه‌ی شعر دفاع مقدس برپا می‌شوند.

سلمان هراتی اول فروردین‌ماه سال 1338 در تنکابن به‌دنیا آمد. شعر گفتن را از نوجوانی در سال 1355 آغاز کرد. نهم آبان‌ماه سال 1365 درحالی‌که برای تدریس به یکی از روستاها می‌رفت، در اثر یک سانحه‌ی رانندگی از دنیا رفت.

این شاعر معاصر، آثاری چون "از این ستاره تا آن ستاره"، "دری به خانه‌ی خورشید" ، "‌از آسمان سبز"، "گزیده‌ی ادبیات معاصر (2)" و "شعرهای سلمان هراتی" را از خود به‌جای گذاشته است.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...