کتابی از فیلم‌نامه «سفرهای هامی و کامی» اثر زنده‌یاد «نادر ابراهیمی»به صورت اثری کمیک استریپ برای اولین‌بار در ایران چاپ شد.

به گزارش مهر،  سفرهای «هامی و کامی» سریال جذابی که در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ از تلویزیون ملی ایران پخش شد، سریالی که نادر ابراهیمی نوشته بود و برای نسل‌هایی خاطره‌ساز شد. سریال هامی و کامی از آن دستاوردهایی بود که با حضور نادر ابراهیمی، محمدعلی کشاورز، پوراحمد و مهرداد فخیمی و مریم زندی و شکور لطفی به عنوان یکی از ماندگارترین‌های سینمای ایران شناخته می‌شود.

به تازگی براساس فیلم‌نامه‌ی به جا مانده از نادر ابراهیمی و با نظارت خانواده‌ او، مجموعه‌ چهارجلدی در قالب کمیک استریپ و داستان تصویری از سوی انتشارات شهرقلم منتشر شده است. تصویرگری این مجموعه به عهده  حسین صافی است و قرار است انتشار این مجموعه در چهارده جلد ادامه داشته باشد.

سفرهای هامی و کامی داستان‌هایی است تو در تو و در دل یکدیگر که راوی‌شان دو کودک هستند، دو کودکی که به واسطه‌ یک اتفاق از دنیای آدم‌بزرگ‌ها رها می‌شوند و سفرهای دور و درازی به دور تا دور ایران را تجربه می‌کنند.

 یک متخصص آموزش و پرورش، نظریه‌ای ارائه می‌دهد بر این اساس‌که بچه‌ها لازم نیست مدرسه بروند تا آموزش ببینند. می‌توان آن‌ها را به حال خود رها کرد، و با نظارت مخفیانه، یعنی بی آن‌که خودشان متوجه باشند، رهای‌شان کرد به امان خدا، و در این صورت، خواهیم دید که خودشان سربلند و آموزش دیده از «سفرهای دور و دراز» شان باز خواهند گشت. بنابراین، هامی و کامی، دو شاگرد مدرسه که هشت و ده ساله‌اند با دو اتومبیل جداگانه راهی چنین سفری می‌شوند و در هر قسمت ماجراهای جدیدی را از سر می‌گذرانند.

در واقع پس از پایان مرحله آموزش مهارت‌ها، و اطمینان از دریافت نسبی چگونگی طرح از سوی هامی و کامی، همهٔ وسیله‌ها و ابزاری که برای یک زندگی مستقل لازم است، در دسترس این دو گذاشته می‌شود. (حتی ماشین) دو نوجوان با دلهره و شور بسیار از خانواده‌ها و دوستان خود خداحافظی می‌کنند و سفر دور و دراز خود را به اقصا نقاط ایران آغاز می‌کنند. در این سفرها، پژوهشگران بدون اینکه بچه‌ها بدانند از دور مواظب بچه‌ها هستند. بچه‌ها آزادند هر کاری دوست دارند انجام بدهند، به هرجا می‌خواهند بروند و هر باوری که دارند به زبان بیاورند و انجام بدهند…

این مجموعه به واسطه‌ی تصویرگری‌ها و کمیک استریپ‌هایی که حسین صافی تصویرسازی کرده و داستانی که بازآفرینی شده برای کودک امروز قابل لمس است. هامی و کامی در جلدهای «مهمانی فراموش‌نشدنی»، «جنگجوی جوان و طرح بزرگ»، «در جست‌وجوی دو بچه‌ی کاملا معمولی» و «چه کسانی انتخاب می‌شوند؟» مهیای این سفر عجیب می‌شوند، دو کودکی که دنیای آدم‌بزرگ‌ها را بدون مراقبت‌های لازم تجربه می‌کنند.

در پشت جلد این مجموعه آمده است: «شبیه هیچ سفر دیگری نیست، دو سال سفر کردن و مدرسه نرفتن خیلی خیلی هیجان‌انگیز است و البته کمی هم نگران کننده، بعدش چه اتفاقی می‌افتد؟ دوباره به مدرسه راهمان می‌دهند؟ عازم این سفر شدن، تصمیم سختی است، اما هامی و کامی و خانواده‌هایشان این ریسک را می‌پذیرند. آیا در میانه‌ی راه پشیمان می‌شود؟»

قیمت هر جلد از این مجموعه ۱۶ هزار و ۵۰۰ تومان است و در تیراژ ۲۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات شهرقلم منتشر شده است.

چرا جامعه ایرانی از میان همه مخالفان رژیم پهلوی که در میان آنان سیاست‌مداران کارکشته، متخصصان برجسته و مبارزان با صداقت و وطن پرست از چپ و راست موجود بودند؛ با اجماعی کم‌نظیر، روحانیان و نظام پیشنهادی آنان، «جمهوری اسلامی» را برگزیدند؟... «وجود دشمن مشترک» یکی از عواملی است که به ایجاد «دالّ میان تهی» منجر می‌شود. در چنین شرایطی یک «مطالبه فراگیر» می‌تواند خود را به نماینده همه مطالبات تبدیل کند. ...
اگر یک‌دهم هزینه نمایشگاه‌ها را به تأسیس کتاب‌فروشی‌ها اختصاص می‌دادند الان در شهرهای دورافتاده کتاب‌فروشی داشتیم... نمایشگاه کتاب مسکنی بود که کدئین داشت و ناشران اکنون به شدت به آن وابسته شده‌ و روی فروش کتاب‌های‌شان در نمایشگاه حساب باز کرده‌اند... ۲۰۰ هزار تن کاغذ وارد شده اما تنها ۱۴ هزار تن توزیع شده و باقی را نمی‌دانیم چه شده است!؟ ... ...
کارآگاه شرلوک هولمز یادآور نخستین کارآگاه رمان‌های بزرگ پلیسی در ادبیات مدرن، یعنی اوگوست دوپن، زاده ادگار آلن پو است... این ماجراها را دکتر واتسون نقل کرده است که در کنار هولمز زندگی می‌کند تا او را از زیاده‌روی در مصرف داروهای مخدر در امان نگه دارد. نقش مهمی هم برای شخص خائن، پروفسور موریارتی،‌ در نظر گرفته شده است؛ جنایتکار نابغه و نیرنگ‌بازی که از هر نظر در خور مقایسه با هولمز است. ...
حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. چند روز بعد او به من خبر داد که روزهای سه‌شنبه حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، دادستان انقلاب، بار عام دارد و قرار شد که من از ساعت شش صبح سه‌شنبه آنجا باشم... در کامپیوتر پرونده‌ام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پرونده‌ات نیست.» گفتم: «می‌دونم. من حتی سمپات کسی یا چیزی نبوده‌ام.» با حیرت خیره‌ام شد: «حتی خانم‌بازی هم نکرده‌ای؟» ...
از ازدواج شرم آوری آگاه می‌شود که خواهر،‌ برای اینکه بتواند به او یاری دهد و آرامش مادرش را در روزگار پیری تأمین کند،‌ به آن تن در داده است... خود را در مقامی برتر از عامه مردمان جای می‌دهد، و این به او امکان می‌دهد که زندگی مردم را در دست خود بگیرد و کسانی را که برای اهداف عالی‌تر ناتوان یا زیان‌آورند قربانی کند... راسکولنیکوف که به سبب فقر مالی ناگزیر از ترک دانشگاه شده است؛ پیرزن رباخوار و خواهرش را می‌کشد... ...