مجموعه نمایشنامه «اجرای ویژه» تازه‌ترین اثر صادق عاشورپور است که از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

اجرای ویژه صادق عاشورپور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این اثر دربرگیرنده ۵ نمایشنامه تازه از این نمایشنامه‌ویس صاحب‌سبک ایران است که در هر کدام از آنها به لحاظ مضمونی و فرمی می‌توان دغدغه‌های قدیمی و جذاب عاشورپور برای اعتلای وسعت فکری مخاطب ایرانی هنر نمایش را جست‌وجو کرد و خواند.

صادق عاشورپور متولد سال ۱۳۳۲ است و به گفته خود او از سال سوم دبیرستان به نگارش نمایشنامه روی آورد و در سال‌های پس از انقلاب این هنر در خدمت پژوهش نیز قرار گرفت که تنها یکی از مهم‌ترین نتایج آن تالیف و انتشار مجموعه نمایشنامه‌های ایرانی است که در نوع خود اثری بی بدیل و بسیار جذاب به شمار می‌رود.

عاشورپور در «اجرای ویژه» سعی کرده با تدابیری جذاب فضای نمایشنامه را به فضایی کنایی و زمینه‌ای برای خلق جهانی خاص، انتزاعی و در عین حال انتقادی ایجاد کند که در این دنیا نویسنده می‌تواند از زبان انسان‌هایی که به ظاهر غیر عادی و غیر نرمال به شمار می‌روند، جدی‌ترین انتقاداتش را درباره ذهن و زبان و تفکر جاری و ساری در میان مردمان و جامعه بیان کند. نمایش گوشه‌هایی از نابسامانی‌های اجتماعی و نوع زیست و تفکر انسان در بستر آن، تنها یکی از زیرشاخه‌های مفهومی است که در نمایشنامه‌های عاشورپور قابل رصد و ردیابی است.

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این کتاب نگارش نمایشنامه‌ای بر مبنای هنر نمایش سنتی ایران و جهان به نام «کچلک بازی» است. کچلک بازی که از آن به عنوان نیای نمایش‌نامه‌نویسی مدرن ایران یاد می‌شود، نمایشنامه‌ای عروسکی است بر مبنای قهرمانی عروسکی به نام کچل که به نظر می‌رسد مبنای خلق نمایش و شخصیت نمایشی عروسکی پهلوان باشد. کچلک قهرمانی است که با لودگی‌ها و طنازی‌های خود در قالب عروسکی که با مجموعه‌ای از بندها از بالا توسط هنرمند به حرکت در می‌آید سعی دارد تا زشتی‌ها و سیاهی‌های پیرامون خود را به زبان طنز و البته با گزندگی منحصر به فردش به زبان بیاورد.

صادق عاشورپور پیش از این نیز در انتشارات کتاب نیستان آثاری چون فرمان خاتون، پنج طیاطر، شاکی و سقای دیگر را منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...