جدیدترین اثر سیدمهدی شجاعی در فاصله سه هفته پس از انتشار به چاپ دوم رسید.

به گزارش کتاب‌نیوز چاپ نخست رمان "طوفان دیگری در راه است" که از مدت‌ها پیش خبر انتشار قریب‌الوقوع آن در رسانه‌ها مورد استقبال قرار گرفته بود، در مدت سه هفته پس از رونمایی در کتابفروشی انجمن قلم ایران، به اتمام رسید.

مدیر نشر نیستان با اعلام این خبر به خبرنگار ما گفت: «در ایام برگزاری نمایشگاه تهران در سال گذشته تعداد 800 نسخه از این رمان پیش‌فروش شده بود که همین امر باعث اتمام سریع چاپ اول این کتاب شد.» شایان ذکر است این استقبال و فروش در حالی اتفاق افتاده است که این اثر از توزیع مناسبی برخوردار نبوده است.

جدیدترین اثر شجاعی بخشی از زندگی زن رقاصه‌ای است که از گذشته‌ی خود توبه نموده و با منشی که پیش می‌گیرد باعث تغییرات محسوسی در اطرافیان خود می‌شود. وقایع داستان در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی روایت می‌شود.

پیش از این نیز دیگر اثر این نویسنده ــ غیر قابل چاپ ــ در مدت ده روز برگزاری نمایشگاه کتاب 84 به چاپ دوم رسیده بود.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...