رمان‌ «کلاه‌گردانی میان آس و پاس‌ها» نوشته حسین ‌سناپور منتشر شد.

کلاه‌گردانی میان آس و پاس‌ها حسین ‌سناپور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، حسین سناپور، سرشناس‌ترین نویسنده در میان نویسندگانی است که نشر برج  آثارشان را منتشر کرده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: جدیدترین اثر سناپور «کلاه‌گردانی میان آس و پاس‌ها» نام دارد که به مانند بسیاری از دیگر آثار او، همچنان رمانی در فضای شهری است. داستان زندگی پنج جوان در دهه ۹۰ که اسیر نوعی بطالت، روزمرگی و ناامیدی شده‌اند. به نظر می‌رسد نسل جدیدی که سناپور به سراغ‌شان رفته، باید فرزندان نسلی باشند که پیش‌تر در «نیمه غایب» ترسیم‌شان کرده بود.

رمان «کلاه‌گردانی میان آس و پاس‌ها» نوشته حسین سناپور با قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده و در نوشته پشت جلد آن آمده است: سودابه و کمال و مهناز و کیومرث و رضا می‌روند میان کارتن‌خواب‌ها، توی گالری‌ها، کافه‌ها، گورستان و زندان تا حرف بزنند از کارهایی که می‌خواهند بکنند اما نمی‌توانند، از آدم‌هایی که نمی‌خواهند باشند اما هستند، از آینده‌ای که یا به مهاجرت ختم می‌شود یا زندان، از نوشتن و نقاشی کردن و بازیگری کارهایی که همه آینه‌هایی است برابر خودشان.

«کلاه‌گردانی میان آس‌وپاس‌ها» نهمین رمانی است که از حسین سناپور منتشر می‌شود. 

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...