«خالد حسینی» نویسنده افغان و خالق رمان‌های پرفروشی چون «بادبادک‌باز» و «هزاران خورشید تابان» مدال «چنسلر» دانشگاه «واندربیلت» را در ماه می سال آینده دریافت خواهد کرد.

به گزارش فارس به نقل از سایت دانشگاه وندربیلت، این مدال در روز برگزاری سمیناری که با حضور «خالد حسینی» در محل برگزاری همایش‌های این دانشگاه برگزار می‌شود به وی اهدا خواهد شد.

این مراسم که به مناسبت فارغ‌التحصیلی دانشجویان گروه ادبیات دانشگاه «وندربیلت» برگزار می‌شود روزهای سیزدهم و چهاردهم ماه می 2010 در این دانشگاه برگزار خواهد شد. «خالد حسینی» در اولین روز این مراسم برای دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و اساتید این دانشگاه سخنرانی خواهد کرد.

«نیکولاس اس. زپوس» رئیس این دانشگاه درباره علت دعوتش از «خالد حسینی» در این مراسم گفت: بسیاری فکر می‌کنند که با فارغ‌التحصیل شدن راه‌های دانش بسته می‌شود اما اینطور نیست «خالد حسینی» دقیقا پس از اتمام دوران تحصیلش بود که با پشتکار شخصی‌اش توانست به مراحل بالایی برسد و موفقیت کسب کند.
وی در این باره اضافه کرد: تلاش‌ها و فعالیت‌های انسان‌دوستانه این نویسنده بود که موجب شد تا از وی به عنوان فردی موفق یاد کنیم. حضور او در این مراسم قطعا درس بزرگی برای سایر فارغ‌التحصیلان دانشگاه خواهد بود.

مدال «نیکولز چنسلر» یکی از مدال‌های ارزشمند دانشگاه وندربیلت است که به مناسب‌هایی به شخصیت‌های برجسته و صاحب‌نام و افرادی که برای توسعه روح انسانی تلاش می‌کنند اهدا می‌شود.

این جایزه به همت «نیکولز چنسلر» و همسر وی در این دانشگاه بنیانگذاری شده است. این جایزه سال 2010 به خاطر فعالیت‌های انسان‌دوستان «خالد حسینی» برای رشد و ارتقای مردم کشورش و بالابردن سطح دانش و رفاه برای مردم افغانستان در حضور فارغ‌التحصیالن دانشگاه وندربیلت به وی اهدا می‌شود.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...