مجموعه‌ داستان رسول یونان با عنوان «همه به هم شب‌به‌خیر گفتند اما کسی نخوابید» روانه بازار کتاب شد.

به‌ گزارش ایسنا، این کتاب در ۱۴۲ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان در نشر نیماژ  در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در معرفی ناشر از این مجموعه داستان و نویسنده آن آمده است: این مجموعه‌ داستان ۱۴۲ صفحه‌ای شامل ۳۱ داستان کوتاه است؛ داستان‌هایی نظیر «دانیال و سگ‌های وحشی»، «هرجا تو بخواهی آنجا می‌رویم»، «چراغ‌زنبوری»، «احمق‌های بدبخت»، «نگران نباش! پاپیون فرار کرد» و... .

رسول یونان شاعر، نویسنده و مترجم متولد سال ۱۳۴۸ است. او در دهکده‌ای کنار دریاچه ارومیه به دنیا آمده و هم‌اکنون ساکن تهران است. یونان تاکنون  چند دفتر شعر، مجموعه‌ داستان کوتاه و رمان به چاپ رسانده‌ است. گزیده‌ای از دو دفتر شعر رسول یونان با عنوان «رودی که از تابلوهای نقاشی می‌گذشت» توسط واهه آرمن به زبان ارمنی ترجمه شده و در تهران به چاپ رسیده‌ است. همچنین تعدادی از آثار او توسط مریوان حلبچه‌ای به کردی سورانی ترجمه شده‌ است. مجموعه ترانه‌های این شاعر با عنوان «یه روزی یه عاشقی بود» که پیش‌تر نشر نیماژ آن را منتشر کرده بود توسط سعیده‌سادات سیدکابلی به فرانسه ترجمه شده و از سوی انتشارات کریستف شُمان در کشور فرانسه به چاپ رسیده‌ است.

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...