مجموعه‌ داستان رسول یونان با عنوان «همه به هم شب‌به‌خیر گفتند اما کسی نخوابید» روانه بازار کتاب شد.

به‌ گزارش ایسنا، این کتاب در ۱۴۲ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان در نشر نیماژ  در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در معرفی ناشر از این مجموعه داستان و نویسنده آن آمده است: این مجموعه‌ داستان ۱۴۲ صفحه‌ای شامل ۳۱ داستان کوتاه است؛ داستان‌هایی نظیر «دانیال و سگ‌های وحشی»، «هرجا تو بخواهی آنجا می‌رویم»، «چراغ‌زنبوری»، «احمق‌های بدبخت»، «نگران نباش! پاپیون فرار کرد» و... .

رسول یونان شاعر، نویسنده و مترجم متولد سال ۱۳۴۸ است. او در دهکده‌ای کنار دریاچه ارومیه به دنیا آمده و هم‌اکنون ساکن تهران است. یونان تاکنون  چند دفتر شعر، مجموعه‌ داستان کوتاه و رمان به چاپ رسانده‌ است. گزیده‌ای از دو دفتر شعر رسول یونان با عنوان «رودی که از تابلوهای نقاشی می‌گذشت» توسط واهه آرمن به زبان ارمنی ترجمه شده و در تهران به چاپ رسیده‌ است. همچنین تعدادی از آثار او توسط مریوان حلبچه‌ای به کردی سورانی ترجمه شده‌ است. مجموعه ترانه‌های این شاعر با عنوان «یه روزی یه عاشقی بود» که پیش‌تر نشر نیماژ آن را منتشر کرده بود توسط سعیده‌سادات سیدکابلی به فرانسه ترجمه شده و از سوی انتشارات کریستف شُمان در کشور فرانسه به چاپ رسیده‌ است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...