کتاب «ارتباط‌شناسی: ارتباطات انسانی (میان‌فردی، گروهی، جمعی)» نوشته مهدی محسنیان‌راد توسط انتشارات سروش به چاپ بیستم رسید.

ارتباط‌شناسی: ارتباطات انسانی (میان‌فردی، گروهی، جمعی)» نوشته مهدی محسنیان‌راد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌نسخه، ویراست دوم این‌کتاب است که پس از پانزدهمین‌ نوبت چاپ عرضه شد.

ارتباط‌شناسی، مطالعه ماهیت جریان، فراگرد یا تراکنش نظام‌های معنایی مرتبط با انواع ارتباطات، در یک‌کلیت متشکل از زمان، فضا، منش و موقعیت است.

کتاب پیش‌رو به قصد تعریف، تجزیه و تحلیل انواع ارتباطات انسانی، ارتباطات انسان با انسان، حیوان و ماشین نوشته شده و بیش از همه، در مورد انواع ارتباطات انسان با انسان اعم از کلامی و غیر کلامی بحث می‌کند. مولف کتاب، پس از تشریح انواع مدل‌های مطرح شده در این حوزه از دانش، در نهایت یک مدل مناسب برای این ارتباط را ارائه داده است.

محسنیان راد با استفاده از پژوهش‌های میدانی خود با ارائه تعریفی از ارتباطات، مدل ویژه‌ای از ارتباطات را که بر پایه معنی استوار است مطرح می‌کند و معتقد است معنی، جزء نخستین هر ارتباط است و هدف اصلی آن تأثیرگذاری بر مخاطبان و تولید پیام نتیجه آن است. کتاب حاضر، با دو مقدمه از حمید مولانا درباره واژه و مفهوم ارتباطات و کاظم معتمدنژاد با عنوان «سیری در تحول مطالعات ارتباطی»، در ۸ بخش به تشریح موضوعات مختلف ارتباطات می‎پردازد.

چاپ بیستم این‌کتاب با ۹۱۰ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۹۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...