دانش بانکداری | الف


امروزه گفته می‌شود که یکی از عوامل محدودیت‌‏زا برای همکاری بانک‌های اروپایی با بانک‌های ایرانی، عقب بودن بانک‌های ایرانی از استانداردهای جهانی است. این عقب ماندن تنها به دلیل تحریم نیست بلکه در عقب ماندن دانش بانکداری ریشه دارد. کتابهای رایج حوزه بانکداری معمولاً به صورت کلیشه‌ای صرفاً تئوریهای پایه را تکرار می‎کنند و به مباحث جدیدتر و به یافته‌های مقالات و تحقیقات جدید اشاره ندارند. به طور مشخص امروزه کتابهای اقتصادی سمت و سوی مدلسازی گرفته‌اند ولی این امر ابداً در کتابهای بانکداری موجود منعکس نمی‌شود. نکته آخر این که کتابهای بانکداری عموماً توسط بانکداران یا متخصصان مدیریت مالی نوشته شده‌اند. در حالی که پیشرفت‌های زیادی در حوزه اقتصاد مالی صورت گرفته است. کتاب اقتصاد بانکداری به نوعی جبران کننده همین خلاءها است.

«اقتصاد بانکداری» [The economics of banking]  نوشته کنت ماتیوس [Kent Matthews]

کتاب «اقتصاد بانکداری» [The economics of banking]  نوشته کنت ماتیوس [Kent Matthews] و جان تامپسون [John Thompson] دارای چند ویژگی ممتاز است. نخست آن که چندین مبحث در این کتاب مطرح شده که سابقاً در هیچ کتاب بانکی دیگر وجود نداشته و به نوعی با ترجمه این کتاب این مباحث در دسترس دانشجویان ایرانی قرار گرفت. اوراق بهادارسازی، مدلهای مدیریت ریسک، سیاست پولی و نهایتاً مقررات گذاری در کمتر کتاب بانکداری مطرح است.

ویژگی دوم کتاب آن است که در فصلهای اولیه تصویر بسیار خوبی از وضعیت موجود بانکداری در کشورهای پیشرفته گزارش می‌کند. با توجه به این که اقتصاد ما تقریباً همان مسیری را دنبال می‌کند که اقتصادهای پیشرفته چند سال قبل طی کرده‌اند، آگاهی از وضع موجود بانکداری در جهان، چشم‌اندازی از آینده صنعت بانکداری ایران به دست می‌دهد و تردیدی نیست که داشتن این چشم‌انداز برای هر فعال عرصه بانکی ضروری است. ویژگی سوم کتاب آن است که در جایی بین کتاب‌های ساده و مقدماتی بانکی و کتاب‌های پیچیده بانکی که در دکترا تدریس می‌شوند قرار دارد. به عبارت دقیق‌تر کتاب برای مقطع کارشناسی ارشد مناسب است و به قول دکتر فرهاد نیلی بهترین کتاب برای کسانی است که بخواهند یک درس بانکداری در مقطع کارشناسی ارشد داشته باشند. کتاب خالی از مدلسازی نظری نیست ولی این مدلسازیها آنقدر پیچیده نیستند که دانشجویان کارشناسی ارشد از پس فهم آن برنیایند. در مقابل مثل کتاب‌های مقطع لیسانس نیست که به لحاظ مفهومی ساده باشد. این کتاب در جایی بینابین قرار می‌گیرد. تا جایی که نگارنده مطلع است تا قبل از این کتاب، کتاب مناسبی برای این سطح از دانشجویان وجود نداشت. کتاب چون با انگیزه تدریس نوشته شده ساده‌نویسی در آن رعایت شده و سوالات و آزمونهایی در انتهای هر فصل گنجانده شده است. گزارشهایی از تحقیقات انجام شده نیز در کتاب موجود است که می‌تواند اساتید و دانشجویان را یاری کند تا موضوعات جدیدی برای تحقیق بیابند و تحقیقاتی که در نظام بانکداری کشورهای دیگر صورت گرفته را در مورد نظام بانکداری ایران تکرار کنند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...