مراسم رونمایی از اولین مجموعه «کتاب آوا» شامل کتاب‌های شنیداری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با حضور هنرمندان نام‌آشنای سینما و تئاتر برگزار شد.

به گزارش ایسنا، این مراسم با اجرای منصور ضابطیان عصر روز چهارشنبه ۲۸ فروردین در سالن غدیر کانون برگزار شد. در ابتدای این مراسم ضابطیان از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان مجموعه‌ای فرهنگی یاد کرد که در کنار دیگر امدادگران، در مناطق سیل‌زده به فعالیت‌های فرهنگی و روحیه بخش برای کودکان مناطق سیل‌زده ایران پرداخته است.

سپس روح‌الله کاظمی‌زاده مدیرکل نظارت بر انتشارات کانون روی صحنه حضور پیدا کرد و درباره مراسم رونمایی از اولین مجموعه «کتاب آوا»، گفت: امیدوارم حداقل بیش از هشت مجموعه دیگر از مجموعه «کتاب آوا» را منتشر کنیم و شمارگان این کتاب‌های شنیداری را به ۱۰۰ عنوان برسانیم.

پخش نماهنگی از روند تولید مجموعه «کتاب آوا» با حضور هنرمندان شناخته شده‌ای چون افسانه بایگان، احترام برومند، امین زندگانی، احسان کرمی، حبیب رضایی، رامین ناصرنصیر، الهام پاوه‌نژاد، گلاره عباسی، سروش صحت و منصور ضابطیان از بخش‌های دیگر این مراسم بود.

ضابطیان در این بخش از مراسم رونمایی «کتاب آوا» از دست‌اندرکاران تولید این مجموعه همچون چنگیز صیاد از صدابرداران با سابقه فعال در کانون، میلاد حجتی و اسماعیل باستانی قدردانی کرد.

یکی از بخش‌های ویژه مراسم رونمایی از «کتاب آوا» حضور هنرمندان شناخته شده سینما و تئاتر روی صحنه و خوانش بخش‌های کوتاهی از رمان‌های خوانده‌شده در این مجموعه بود.

در این بخش ویژه، احترام برومند بخشی از رمان «لک لک‌ها بر بام»، مصطفی رحماندوست بخشی از داستان «قصه دوتا لاک‌پشت تنها»، افسانه بایگان بخشی از رمان «تیستو سبز انگشتی»، الهام پاوه‌نژاد بخشی از رمان «مادر» و گلاره عباسی بخشی از رمان «پولینا چشم و چراغ کوهپایه» را برای حاضران خوانش کردند.

رحماندوست پیش از خوانش بخشی از قصه «قصه دوتا لاک‌پشت تنها» به بیان خاطره‌ای درباره اولین آشنایی خود با کتاب گویا پرداخت و گفت: سال‌ها است که کتاب گویا گوش می‌دهم و از فاضل نظری و روح‌الله کاظمی‌زاده برای تولید مجموعه «کتاب آوا» قدردانی می‌کنم زیرا کاری بسیار عالی است.

همچنین الهام پاوه‌نژاد نیز پیش از خوانش بخشی از رمان «مادر»، به پویش «لباس همدلی» برای کمک و حمایت از مردم مناطق سیل‌زده اشاره کرد و گفت: من به عنوان سفیر این پویش که از سوی خانه تئاتر شکل گرفته، فعالیت می‌کنم. وقتی با امدادگران حاضر در مناطق سیل‌زده گفت‌وگو می‌کردیم متوجه شدیم که کودکان آسیب دیده این مناطق نیاز به اسباب‌بازی و وسایل سرگرمی دارند تا از بحران افسردگی نجات پیدا کنند.

همچنین پیامی تصویری از آزاده مقدم که ۱۰ قصه کودک تولید شده از سوی کانون پرورش فکری برای کودکان را خوانش و اجرا کرده بود، پخش شد. در این پیام تصویری آزاده مقدم از همکاری خود با کانون ابراز خرسندی و اظهار امیدواری کرد که این راه و فعالیت تداوم داشته باشد.

در بخش پایانی مراسم، رونمایی از مجموعه «کتاب آوا» با پخش نماهنگی صوتی و تصویری انجام شد و در پایان با حضور مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و هنرمندانی که در تولید و خوانش آثار مجموعه «کتاب آوا» حضور داشتند، عکسی یادگاری گرفته شد.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...