راهنمای سفر به شهر کازان در روسیه با عنوان نگین ولگا توسط پگاه نیکبخت نوشته و توسط انتشارات تاچارا به چاپ اول رسید.

 نگین ولگا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شهری که در آن گلدسته مساجد و ناقوس کلیساها در کناره هم قد علم کرده‌اند و گنبدهای مساجد و کلیساها به هم رخ می‌نمایانند، بی شک شهر تسامح است. از ساحل رود اسطوره‌ای ولگا که به کازان نگاه کنید، آنچه بیش از همه شما را شگفت زده می‌کند، هم نشینی بناهای با شکوهی است که هر یک نماد دینی آسمانی هستند. در عصری که جنگ‌های بی پایان، بین پیروان تندرو ادیان مختلف در جریان است و به نام دین، بی رحمانه ترین جفاها در حق بشر صورت می‌گیرد، این همنشینی دلنشین مذاهب نشان می‌دهد کازان شهری فراتر از اکنون و اینجاست. در این شهر چیزی فراتر از قانون، میان مسلمانان، مسیحیان ارتدکس، پروتستان و کاتولیک و همچنین یهودیان احترام و اعتماد ایجاد می‌کند و آن فرهنگ مدارا و رضایت قلبی مردم است.

در این کتاب آمده که در سال ۲۰۰۹ کازان به عنوان پایتخت ورزشی روسیه معرفی شد. حضور سردار آزمون مهاجم جوان تیم ملی فوتبال ایران در تیم روبین کازان در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ توجه ورزش دوستان ایرانی را به این شهر جلب کرد. اوج آشنایی مردم با این شهر نیز به بازی تیم ملی ایران مقابل اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ فوتبال مربوط می‌شود.

بخشی از این کتاب درباره تاریخ شکل‌گیری این شهر و زندگی در کازان است. شهری که سومین پایتخت روسیه است و مسئولان آن تلاش می‌کنند تا این شهر را از زیر سایه مسکو و سنت پترزبورگ خارج کنند. این شهر ۷۰ سال قبل ۵۰۰ هزار نفر جمعیت داشته اما اکنون این آمار به ۱.۲۵ میلیون نفر می‌رسد و در سال ۲۰۱۹ بیش از ۳ میلیون گردشگر از آن دیدن کرده‌اند.

قسمتی دیگر از این کتاب که چاپ اول آن با قیمت ۲۹ هزار تومان و در هزار نسخه در بازار به فروش رسیده است به معرفی نماد شهر که یک اژدهای سیاه رنگ بالدار است می‌پردازد.

چرا کازان را باید دید عنوان فصل دیگری از این کتاب است که به معرفی جذابیت‌های آن در حاشیه رودخانه ولگا پرداخته است خیابان بائومان، مجسمه گربه کازان، کالسکه کاترین دوم، قطب نمای سنگی، برج ناقوس کلیسا از جمله جاذبه‌های آن به شمار می‌آید.

در انتهای کتاب نیز نقشه جمهوری تاتارستان و مناطق دیدنی آن به همراه تصاویری از جاذبه‌های گردشگری آورده شده است. در واقع این کتاب حاصل تجربه شخصی نویسنده از سفر به این شهر از روسیه است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...