کتاب «تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف» از مجموعه مطالعات فرهنگی شیعه منتشر شد

تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف ریحانه صارمی

به گزارش کتاب نیوز کتاب «تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف» به همت ریحانه صارمی منتشر شد. این کتاب شانزدهمین عنوان از مجموعه «کتابهای سرو» است که زیر نظر محسن‌حسام مظاهری منتشر می‌شود.

«اعتکاف» پدیده‌ای است که چند دهه سیاست‌‌گذاری شده و آمارها از اقبال رو به افزایش هرساله آن حکایت می‌کند. این افزایش نمی‌تواند صرفاً نتیجه سیاست‌گذاری باشد؛ اعتکاف کارکردی اجتماعی ایفا می‌کند که یکی از مشهورترین آن‌ها «خودسازی و یا به عبارتی رهایی از گناه» است. در این کتاب تلاش شده ‌است با بررسی اعتکاف به دو پرسش اصلی پاسخ داده شود: اول این‌که آیا اعتکاف نمودی از احساس گناه دین‌داران امروز ایران است؟ و اگر چنین باشد چه چیزی مسبب ایجاد این احساس گناه است؟ و پرسش دوم این‌که در حال حاضر آیا می‌توان از وجود دین انتقادی صحبت به میان آورد یا نه؟

[کتاب «تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف» به قلم ریحانه صارمی در 230صفحه و با قیمت 40هزارتومان توسط نشر آرما (کتابهای سرو) منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...