یکی از پروژه‌های اصلی و راهبردی انتشارات علمی و فرهنگی ترجمه مجموعه‌هایی است که ناشران بزرگ دنیا منتشر کرده‌اند. از مجموعه‌هایی که تاکنون پنج جلد آن منتشر شده، مقدمه کمبریج بر نام‌آوران ادبیات و اندیشه است.

به گزارش همشهری آنلاین، این کتاب‌ها با زبان روان و پایه‌ای به معرفی آثار و اندیشه‌های نویسندگان و متفکران بزرگ می‌پردازند. «مقدمه کمبریج بر والت ویتمن» [The Cambridge introduction to Walt Whitman] از آثار این مجموعه است که زندگی و زمانه یکی از اخلاقی‌ترین و تاثیرگذارترین شاعران آمریکا را در قرن نوزدهم روایت می‌کند.

«برگ‌های علف» [Walt Whitman's poems : selections with critical aids]

این کتاب با تمرکز بر شاهکار ادبی وی با نام «برگ‌های علف» [Walt Whitman's poems : selections with critical aids] زمینه‌ای را برای مطالعه شخصیت والت ویتمن به عنوان شاعری تجربی، دموکراتی رادیکال و شخصیتی تاریخی در عصر جنگ‌های داخلی آمریکا فراهم می‌آورد. بزرگنمایی نیست اگر بگوییم ویتمن با انتشار «برگ‌های علف» صورت شعر را در عرصه ادبیات آمریکا دگرگون کرد. کتاب علاوه بر خوانشی دقیق از متون اصلی «برگ‌های علف» با تمرکز بر زندگینامه ویتمن و تاریخ و فرهنگ دوران حیات وی و مرور نقدهای وارد بر کارش به شناختی جامع‌تر از ویتمن و چگونگی تبدیل شدنش به یک شخصیت محوری در ادبیات آمریکا کمک می‌کند.

والت ویتمن در ۳۱ ماه می ۱۸۱۹ در نیویورک به دنیا آمد و ۲۶ مارس ۱۸۹۲ در ۷۷ سالگی در نیوجرزی از دنیا رفت. او روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بود که در عین حال شعر هم می‌گفت و پدیدآورنده شعر آزاد در آمریکا لقب گرفت. برخی منتقدان و کارشناسان «برگ‌های علف» ویتمن را بزرگ‌ترین کتاب شعر آمریکا می‌دانند.

«مقدمه کیمبریج بر والت ویتمن» نوشته ام. جیمی کیلینگزورث [M. Jimmie Killingsworth] با ترجمه راضیه سرحدی در شمارگان هزار نسخه به بهای ۳۵ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

[‏‫برگ‌های علف: گزیده شعر والت ویتمن‬ با ترجمه و انتخاب منصوره بکوایی در 116صفحه به سال 1395 توسط نشر لیان منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...