مستند «دیه‌گو مارادونا» به مدیر دوبلاژی وحید منوچهری‌فر و گزارش و تهیه‌کنندگی عادل فردوسی‌پور به تازگی دوبله شد.

به گزارش ایسنا، مستند «دیه‌گو مارادونا» با حضور عادل فردوسی‌پور و حدود ۲۰ تن از هنرمندان دوبله برای پخش از سایت فیلیمو آماده شده است.

دوبله این مستند به تازگی به اتمام رسیده و قرار است این روزها پخش شود.

فریدون اسماعیلی، حمید منوچهری، جواد پزشکیان، محمود فاطمی، سیامک اطلسی، عباس نباتی، حسن کاخی، علی‌اصغر رضایی‌نیک، رامین کاملی، ابوالقاسم محمدطاهر، شهراد بانکی، امیربهرام کاویانپور، آیدین درویش زاده، بابک اشکبوس، وحید منوچهری‌فر، نرگس فولادوند، معصومه ریاحی، اتانت اسماعیلی و سارا جعفری از جمله گویندگان دوبله هستند که در دوبله این مستند همکاری داشته‌اند.

همچین نادر علیمردانی و سمیرا ذوالفقار صدابردار این مستند بوده‌اند.

فیلم به دوران حضور مارادونا در شهر ناپل در ایتالیا می‌پردازد. در سال ۱۹۸۴، مارادونا با جار و جنجال زیاد از بارسلونا به ناپل رفت و تیم ناپل را از قعر گمنامی بیرون کشید و در یکی از قوی‌ترین لیگ‌های فوتبال اروپا، به قهرمانی رساند.

«دیگو مارادونا» فیلمی مستند و بیوگرافی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی آصف کاپادیا است. این فیلم مستند، از بیش از ۵۰۰ ساعت فیلم که هرگز دیده نشده است ساخته شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...