به گزارش مهر، نسخه بین‌المللی مجموعه ردیف نوازی ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی برومند و اجرای تار حسین علیزاده در قالب هفت آلبوم توسط مؤسسه تار و پود در فروشگاه‌های دیجیتالی معتبر جهان پیش روی مخاطبان قرار گرفت.

ردیف میرزا عبدالله با صدای تار حسین علیزاده

انتشار این مجموعه در حالی است که اولین دوره انتشار آن توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور به مدیریت محمد موسوی سال ۱۳۷۱ صورت گرفته بود و اکنون با تغییراتی در دسترس شنوندگان قرار گرفته است.

ردیف کامل میرزا عبدالله به روایت نورعلی برومند با اجرای تار حسین علیزاده که اجرای آن با سه تار نیز قبلاً به صورت پنج سی‌دی جداگانه منتشر شده بود، به معرفی میرزا عبدالله، نورعلی برومند و حسین علیزاده می‌پردازد. بخش دیگر آلبوم به قلم حسین علیزاده، مفاهیم ردیف، دستگاه، گوشه، نقش گوشه‌ها و برخی اصطلاحات مربوط به ردیف را توضیح می‌دهد و سی گوشه مشترک در دستگاه‌ها و آوازهای ردیف میرزا عبدالله را، با ارائه نت نوشت آنها، معرفی می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...