کتاب «با گروتفسکی: تئاتر فقط یک فرم است» نوشته پیتر بروک با ترجمه محمدرضا علی‌اکبری از سوی نشر بیدگل منتشر شد. در این کتاب یادداشت‌ها، مقالات و گفت‌وگوهایی از بروک در تحلیل نظریات تئاتری گروتفسکی درج شده است.

به گزارش ایبنا، کتاب «با گروتفسکی: تئاتر فقط یک فرم است» نوشته پیتر بروک و گردآوری و ویراستاری گئورگ بانو، گژگوژ ژوکوفسکی و پل آلن، با ترجمه محمدرضا علی‌اکبری از سوی نشر بیدگل در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

«گروتفسکی»، «تئاتر مقدس»، «مقدمه‌ای بر فیلم آکروپولیس»، «آرتو و پازل بزرگ»، «مقدمه‌ای بر فیلم با یرژی گروتفسکی. نینادوکا 1980»، «نامه‌ای درباره پروژه درام عینی»، «گروتفسکی، هنر به عنوان وسیله»، «کاملا حساس؛ مصاحبه کریستف دوماگالیک با پیتر بروک»، «شهید و قصه‌گو»، «گروتفسکی این‌چنین بود»، «رفتن به فراسوی تئاتر: مصاحبه ماریا ژماژ ــ کوژانویچ با پیتر بروک»، «کیفیت و مهارت»،‌ «سخنرانی افتتاحیه کنفرانس به سوی ماهیت انسان»، «تئاتر عرصه‌ای برای زندگی است؛ مصاحبه دوبروچنا راتاژاکووا با پیتر بروک» و «ضمیمه: گفت‌وگویی میان پیتر بروک و یرژی گروتفسکی با حضور گئورگ بانو» بخش‌های مختلف این کتاب است.

بخشی از یادداشت ویراستاران کتاب به این شرح است: «در زندگینامه پیتر بروک که در آن مهم‌ترین چهره‌های زندگی‌اش را به تصویر کشیده است، گروتفسکی حضور ندارد. بدون شک دلیل این غیبت، اهمیت زیادی است که گروتفسکی برای پیتر بروک داشته. ارتباط میان آنها برای هر دو سرنوشت‌ساز بوده است. ما گمان کردیم تا با گردآوری مطالبی که پیتر بروک در آنها به گروتفسکی و اندیشه‌های او پرداخته است، بتوانیم این فصل نانوشته از خاطرات وی را بازیابی کنیم.»

«با گروتفسکی» یازدهمین جلد از مجموعه «تئاتر: نظریه و اجرا» است که با دبیری علی‌اکبر علی‌زاد در نشر بیدگل منتشر می‌شود. «دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟»، «ویوپوینت: راهنمای عملی روش ویوپوینت و کامپوزیشن»، «پنجاه کارگردان کلیدی تئاتر»، «شکسپیر معاصر ما» و «9 گفت‌وگو با روبرتو چولی در باب بداهه پردازی» نام شماری دیگر از کتاب‌های منتشر شده این مجموعه است.

«با گروتفسکی: تئاتر فقط یک فرم است» نوشته پیتر بروک و ترجمه محمدرضا علی‌اکبری با شمارگان هزار نسخه، 126 صفحه و بهای 10 هزار تومان از سوی نشر بیدگل روانه کتابفروشی‌ها شده است.

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...