میکلوس ماروت از کشور مجارستان، علی‌اکبر ولایتی، سیدهادی خسروشاهی، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی و سیدحسین نصر به عنوان نفرات برگزیده جشنواره حکمت سینوی معرفی شدند.
               

به گزارش ایسنا در همدان، در بخش "ابن‌سینا پژوهی" برای "فعالیت‌های برجسته در شناخت، تعریف و تبیین مکتب سینوی"، میکلوس ماروت از کشور مجارستان برگزیده شد.

همچنین سیدهادی خسرو شاهی برنده جایزه "مفاخر بوعلی سینا" برای "فعالیت‌های برجسته در معرفی عالمان و متفکران عرصه فرهنگ و تمدن اسلام و ایران که این دوره به سیدجمال‌الدین اسدآبادی اختصاص دارد" شناخته شد.

در بخش جایزه "پزشکی بوعلی سینا"، علی‌اکبر ولایتی برای "فعالیت‌های برجسته در پیشرفت پزشکی"، جایزه این بخش را به خود اختصاص داد.

در بخش "حکمتانه" نیز سیدحسین نصر برای "فعالیت‌های برجسته، همبستگی‌ساز، دانش و معنویت در ارتقای کیفیت زندگی" حائز رتبه برتر شد.

همچنین در بخش "فلسفه" برای "فعالیت‌های برجسته در پیشرفت فلسفی"، جایزه جشنواره حکمت سینوی به آیت‌الله عبدالله جوادی آملی رسید.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...