نشست نقد و بررسی دو زندگی‌نامه‌ «ابوالقاسم بختیار و هلن جفریز» با حضور دکتر مقصود فراستخواه، دکتر احمد نجاتیان، دکتر مهدی دوایی و دکتر مهشید رضوی، مدیر مؤسسه‌ی فرهنگی‌هنری ماه‌شید خرد چهارشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۵ در تالار فرهنگ مرکز همایش‌های بین‌المللی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

دکتر ابوالقاسم بختیار: سفر حماسی از بروجن به توس» [Abol Ghassem of Tūs : the epic journey of Abol Ghassem Bakhtiar]

در آغاز، دکتر مهشید رضوی، مدیر مؤسسه‌ی فرهنگی‌هنری ماه‌شید خرد، که اجرای نشست و دبیری جلسه را نیز بر عهده داشت، با اشاره به عنوان نشست، «از هم‌زبانی تا هم‌دلی»، گفت: این عنوان با این هدف انتخاب شده است که بتوانیم از یک نگاه صرفاً هم‌زبانانه عبور کنیم و به درکی عمیق‌تر از گفت‌وگو برسیم؛ گفت‌وگویی که در عین ارتباط میان افراد، به معنا و مفهوم نیز توجه داشته باشد.

او افزود: این نشست فراتر از یک نشست ساده برای نقد و بررسی دو زندگی‌نامه است و دربردارنده‌ی توجه‌ی به «دیگری» است. منظور از «دیگری» صرفاً یک فرد نیست، بلکه می‌تواند یک جامعه یا یک فرهنگ را نیز دربر بگیرد.

وی در ادامه گفت: آنچه او را به این مسیر کشانده، جست‌وجو و دغدغه‌ی او برای شناخت رویکردی در روش مشاوره با عنوان انیاگرام بوده است. در مسیر این جست‌وجو و با توجه به منابع شرقی انیاگرام، او با آثار و شخصیت لاله بختیار آشنا شد.

رضوی ضمن اظهار تأسف از اینکه چرا ما در ایران، مترجم «قانون» ابن‌سینا را که بیش از ۹۰۰ سال از زمان آن گذشته است، به‌خوبی نمی‌شناختیم، گفت: او برای گذراندن دوره‌ای راهی آمریکا شد و در این سفر دریافت که صرفاً شناخت لاله بختیار از منظر دانش انیاگرام کافی نیست؛ بلکه لازم است خانواده‌ی دکتر ابوالقاسم بختیار و تلاش‌های این خانواده نیز به جامعه‌ی ایرانی معرفی شود؛ به‌ویژه آنکه این افراد از شخصیت‌های اثرگذار در حوزه‌ی فرهنگ و تاریخ پزشکی ایران بوده‌اند.
او ادامه داد: این نشست نه‌تنها برای شناخت این زوج و خانواده‌ی آنان اهمیت دارد، بلکه توجه به آثار و پیامدهای چنین زندگی‌نامه‌هایی و نسبت آن‌ها با نیازهای امروز ما نیز از اهداف این نشست است.

معرفی ابوالقاسم و هلن بختیار از زبان دکتر نجاتیان
در ادامه نخستین سخنران نشست، دکتر احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری و مترجم زندگی‌نامه‌ی «هلن جفریز بختیار: پرستاری از آیداهو تا توس» [Helen of Tus : her odyssey from Idaho to Iran]، سخنان خود را با شرح چگونگی آشنایی با دکتر لاله بختیار و فرصت دیدار با ایشان در مراسمی در سال ۱۳۹۷ آغاز کرد.

او سپس به شرایط تاریخی و اجتماعی ایران در دهه‌های آغازین قرن چهاردهم شمسی اشاره کرد و گفت: در آن دوره، به دلیل کمبود امکانات و شرایط نامناسب اجتماعی، بسیاری از افراد چشم‌انداز روشنی برای مسیر پیش روی خود نمی‌دیدند و زندگی را برای خود پایان‌یافته تلقی می‌کردند.

نجاتیان در ادامه، با اشاره به کتاب زندگی «دکتر ابوالقاسم بختیار: سفر حماسی از بروجن به توس» [Abol Ghassem of Tūs : the epic journey of Abol Ghassem Bakhtiar]، از مردی توانمند و سخت‌کوش سخن گفت که با وجود دشواری‌های فراوان و حتی تجربه‌ی کارگری و دوره‌گردی، با انگیزه‌ای بسیار به دنبال تحصیل رفت. او ابتدا از بروجن به اصفهان و سپس تهران رفت و سرانجام در مدرسه‌ی آمریکایی، که دکتر جردن ــ بنیان‌گذار مدرسه‌ی البرز ــ آن را اداره می‌کرد، تحصیلات خود را ادامه داد و پس از آن راهی مسیر دشوار تحصیل پزشکی در آمریکا شد.

دکتر نجاتیان با اشاره به ادامهٔ مسیر تحصیلی بختیار در آمریکا گفت: دکتر ابوالقاسم بختیار پس از پایان تحصیلات پزشکی و تبدیل شدن به جراحی توانمند، با هلن جفریز آشنا شد و با بهره‌گیری از زبان شعر و ادبیات، از جمله شاهنامه، از او درخواست ازدواج کرد. این ازدواج شکل گرفت و هلن جفریز همراه او به ایران آمد. او سالن تشریح را راه‌اندازی کرد و در کنار هلن جفریز، که به‌عنوان دستیار و سوپروایزر در کنار او فعالیت می‌کرد، در تأسیس و توسعه‌ی بیمارستان نیز تلاش‌های ارزشمندی انجام داد. او بعدها به‌عنوان پزشکی برجسته در صنعت نفت نیز فعالیت کرد.

نجاتیان با اشاره به ویژگی‌های برجسته‌ی هلن جفریز گفت: او با وجود شرایط دشواری که پس از جنگ جهانی دوم و رفت‌وآمدهای ناگزیر میان ایران و آمریکا برایش ایجاد شد و سرانجام به جدایی این زوج انجامید، ارتباط خود را با ایران از دست نداد. او به عنوان پرستار به ایران بازگشت و به روستاها و مناطق سخت‌گذر سفر می‌کرد تا خدمات بهداشتی و سلامت را به‌عنوان پرستار و ماما ارائه دهد و حتی برای آموزش مسائل بهداشتی و سلامت زنان و کودکان، روحانیان و افراد بانفوذ جوامع محلی را نیز با خود همراه کند. دکتر نجاتیان در این بخش تأکید کرد اقدامات هلن جفریز بختیار تأثیر قابل‌توجهی بر جوامع محلی گذاشت؛ به‌گونه‌ای که منطقه‌ای حاصلخیز و گردشگری در چهارمحال و بختیاری نیز به نام «هلن» نام‌گذاری شده است.

زندگی‌نامه‌ ابوالقاسم بختیار و هلن جفریز بختیار

نجاتیان در پایان این بخش از سخنان خود تأکید کرد که «دیپلماسی سلامت» می‌تواند بر نقش پزشکان و پرستاران در مسیر ارتباط با جوامع و ایجاد ارتباط میان جوامع مختلف تأکید ویژه‌ای داشته باشد؛ نکته‌ای که از منظر ارتباطات انسانی و اجتماعی، حائز اهمیت است.

ویژگی‌های والای انسان‌های موثر
سخنران بعدی این نشست، دکتر مهدی دوایی، روان‌شناس و مشاور خانواده، با ابراز تأسف از اینکه چرا چنین چهره‌های کمتر شناخته‌شده‌یی داریم، گفت: برای من به عنوان یک روان‌شناس همیشه این پرسش مهم بود که چه ویژگی‌هایی باعث می‌شود برخی آدم‌ها نه تنها خودشان را از شرایط دشوار بیرون بکشند، بلکه بر دیگران هم اثر ماندگار بگذارند. او با اشاره به زندگی دکتر ابوالقاسم بختیار، توانمندی، استقامت، ورزشکاری، علاقه عمیق به ادبیات و شخصیت کاریزماتیک او را از مهم‌ترین ویژگی‌هایش دانست و افزود، توان جسمی و روحی او باعث شد در دشوارترین شرایط اقتصادی هم با حفظ عزت نفس و پشتکار مسیر زندگی خود را ادامه دهد. دکتر دوایی تحمل ابهام را یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شخصیتی دکتر بختیار عنوان کرد و گفت، «افرادی که ظرفیتی برای تحمل ابهام دارند، می‌توانند در مواجهه با مسائل پیچیده به جای عقب‌نشینی، راه‌حل بیابند. این ویژگی‌ها امروز هم می‌تواند برای جامعه ما الهام‌بخش باشد.»

مسیر زندگی ابوالقاسم و هلن بختیار
دکتر فراستخواه صحبتش را این‌طور آغاز کرد که جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیاز به داستان دارد چرا که داستان‌ها می‌توانند زمینه‌ساز تغییر و تحول باشند و ملت‌هایی که بیشتر روایت الهام‌بخش دارند، امید و ظرفیت تحول بیشتری پیدا می‌کنند. او افزود که دوستان سخنران پیش از او، از منظر فردی به موضوع پرداختند و او مایل است از زاویه‌ای کلان‌تر، یعنی روح جامعه، به این موضوع نگاه کند. او با استناد به نقل قولی از برتراند راسل یادآور شد که همان‌طور که بشریت عصرهای امید را تجربه کرده، عصرهای خسته را نیز داشته و جهان ما در عصر خسته است و با کمال تاسف جامعه ما خسته است. او سپس از دهه۱۲۹۰ خورشیدی به عنوان «عصر امید ایران» نام برد و گفت که در آن دوران شعار نانوشته این بود که «برخیز و کاری بکن». در چنین فضایی بود که شخصیت‌هایی چون دکتر ابوالقاسم بختیار ظهور کردند؛ کسانی که در کنار تلاش فردی، از نقش نهاد خانواده و روابط انسانی نیز بهره بردند. او تأکید کرد که برای فهم مسائل پیچیده امروز باید از نگاه‌های تک‌رشته‌ای عبور کرد و با رویکردی میان‌رشته‌ای و چندرشته‌ای جامعه را تحلیل کرد. فراستخواه فضای فکری و اجتماعی ایران پس از مشروطه را دوره‌ای از پویایی و امید توصیف کرد و گفت: جامعه ایران در آن دوران به دنبال تغییر و قانونمندی و گشودن افق‌های تازه بود. مطبوعات رونق گرفتند، روشنفکران درخشیدند و شخصیت‌هایی چون فروغی و بدیع‌الزمان فروزانفر درخشیدند.

او ایران را «چهارراه فرهنگی» خواند و با اشاره به پیشینه تمدنی کشور اظهار داشت: ایران همواره ایرانوویج در میان و کشورهای اطراف سرزمینی‌های مرزی بوده است؛ ایران سرزمینی است که در عین برخورداری از کثرت فرهنگی، وحدت خود را نیز حفظ کرده است. او با اشاره به کتیبه‌های تخت جمشید، حضور اقوام گوناگون در ساخت تمدن ایران را یادآور شد و زبان فارسی را نمونه‌ای از ظرفیتی دانست که توانسته واژگان بسیاری را از زبان‌های مختلف جذب کند بی‌آنکه هویت خود را از دست بدهد. وی همچنین با اشاره به سفرنامه‌های ابن بطوطه، ابوریحان بیرونی، خسرو و سعدی گفت، این روحیه‌ی سفر، جست‌وجو و روایتگری همواره در فرهنگ ایرانیان وجود داشته و نشان می‌دهد که جامعه امروز نیز برای تغییر نیازمند چنین روایت‌هایی است. او تأکید کرد که سرمایه انسانی ایران ارزشمند و کمتر از ظرفیت واقعی خودش به کار گرفته شده و نباید این نیروهای متخصص معطل بمانند. او با اشاره به دیپلماسی عمومی و اصل چهار ترومن، اشاره کرد در حالی‌که سیاست‌های آمریکا در آن زمان معطوف به فرصت‌های مواجه با دیگر ملل برای بهره مندی بود ولی از دل همان دیپلماسی بهمن بیگی‌ها بیرون می آید هر چند سیاست امروز آمریکا سیاست ترامپی است و از بین رفته است و در همان دوره به نقش هلن جفریز بختیار اشاره کرد که چگونه در کنار دکتر ابوالقاسم بختیار به خدمات بهداشتی و انسانی پرداخت و حتی پس از درگذشت او نیز وصیت کرد در کنار دکتر بختیار و فردوسی به خاک سپرده شود.

هلن جفریز بختیار: پرستاری از آیداهو تا توس» [Helen of Tus : her odyssey from Idaho to Iran : purple faded mountains : gathered letters]

سخنان پایانی دبیر نشست
دکتر مهشید رضوی رضوانی، با بازگشت به عنوان نشست افزود: این دو شخصیت، با وجود دشواری‌های فراوان، سرانجام ناگزیر به جدایی شدند، اما طلاق هرگز به گسستن پیوند انسانی و اخلاقی آنان منجر نشد. ارتباط مبتنی بر احترام، مسئولیت‌پذیری و کرامت انسانی میانشان حفظ شد.

رضوی با اشاره به سرنوشت هلن جفریز بختیار افزود پیوند عمیق او با فرهنگ و مردم ایران تا آنجا پیش رفت که وصیت کرد پس از مرگ، در کنار همسرش دکتر ابوالقاسم بختیار و در جوار حکیم فردوسی به خاک سپرده شود؛ تصمیمی که نشان می‌دهد تعلق فرهنگی و پیوندهای انسانی، گاه فراتر از مرزهای جغرافیایی و ملی شکل می‌گیرد. وی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد که این دو زندگی‌نامه تنها روایت گذشته نیستند، بلکه می‌توانند الگویی برای امروز جامعه باشند؛ الگویی که نشان می‌دهد انسان حتی در دشوارترین شرایط نیز اگر نگاهی معناگرا، مسئولانه و انسان‌دوستانه داشته باشد، می‌تواند بر اطرافیان و جامعه خود اثری ماندگار بر جای بگذارد. او با اشاره به اهمیت خانه به عنوان نماد آرامش، تعلق و پیوند انسانی، سخنان خود را با خواندن ابیاتی در این مضمون به پایان رساند.

دو کتاب «ابوالقاسم بختیار: سفر حماسی از یروجن به توس» و «هلن جفریز بختیار: پرستاری از آیداهو تا توس» به قلم لاله و لیلی بختیار با ترجمه کریم اردلان و احمد نجاتیان‌یزدی‌نژا توسط انتشارات ماه خورشید خرد منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...