مجموعه داستانی از جروم دیوید سالینجر در کتابی به نام "این ساندویچ مایونز ندارد" عنوان به زودی منتشر می‌شود.

به گزارش مهر، این کتاب شامل تعدادی از داستانهای کوتاه سالینجر است که داستان "این ساندویچ سس مایونز ندارد" نام خود را به کل مجموعه داده  است.

سالینجر در داستان "این ساندویچ سس مایونز ندارد" سعی دارد آمریکای پس از جنگ را برای مخاطب تصویر کند. او در این داستان ها می کوشد با نگاهی انتقادی جامعه ای بعد از جنگ را به مخاطب نشان دهد.

پیش از این همین داستان در مجموعه‌ای به نام "نغمه غمگین" با ترجمه  امیر امجد و بابک تبرایی به فارسی برگردانده شده بود.

کتاب حاضر با ترجمه مشترک سارا آرامی و مرجان حسنی‌راد توسط نشر افق منتشر می‌شود.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: ‌"مفقودالاثر، مفقودالاثر، مفقودالاثر، همه‌ش دروغه!... اون قبلاً هیچ‌وقت مفقودالاثر نبوده. احتمال مفقود شدن اون از هرپسر دیگه‌ای تو دنیا کم‌تره. اون این‌جا تو این کامیونه؛ اون نیویورک توخونه ‌س...روی ایوان نشسته، ناخن‌ها شو می‌جوه و داره با من تنیس دو‌نفره بازی می‌کنه و سرم داد می‌زنه..."

جروم دیوید سالینجر  که بیشتر به نام  جی دی سالینجر شناخته می‌شود،نویسنده معاصر آمریکایی است. وی پس از موفقیت باور نکردنی رمان" ناتوردشت "کنج عزلت گزید و به نویسنده‌ای اسرارآمیز بدل شد.

به وضعیت دلداده‌ای شباهت دارد که بعد مرارت‌های فراق تا وصال، متوجه می‌شود معشوق‌اش آن کسی که فکر می‌کرده نیست. دلداده در این شرایط نه عاشق است، نه فارق، از عشق گردیده... سیمین، گمشده‌ای مخصوص به خودش دارد. کسی که نمی‌شود در دیگری پیدایش کرد: مادری نادیده که سال‌ها به خاطرش مکافات کشیده و برای اینکه دختر همان مادر بماند جایی برای گریختن جز خیال او ندارد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...