ترجمه رمان «هدیه‌ خیاط» [The Dressmaker's Gift] نوشته فیونا والپی [Fiona Valpy] منتشر شد.

هدیه‌ خیاط» [The Dressmaker's Gift]  فیونا والپی [Fiona Valpy]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، رمان «هدیه‌ خیاط» نوشته‌ فیونا والپی با ترجمه‌ سامان مرادخانی در ۴۴۴ صفحه و با قیمت ۹۴ هزار تومان در انتشارات دوات معاصر منتشر شده است.

در معرفی این رمان می‌خوانیم: «هدیه‌ خیاط» که در متن تاریخی‌اش کتابی جذاب و خواندنی است، ما را وامی‌دارد که هر چه بیشتر با داستان‌های سه شخصیتش آشنا شویم و مقابله‌ آن‌ها با گشتاپو و کمپ‌های اشغالی در دوران نازی را ببینیم.

در معرفی ناشر از این کتاب می‌خوانیم: سال ۱۹۴۰، در پاریس زیر یوغ اشغال نازی‌ها، سه خیاط جوان تا آن‌جا که در توان دارند، زندگی آرام خویش را می‌گذرانند. اما هر سه رازی در دل نهفته دارند. مریل، زخم‌خورده از جنگ، دوشادوش نیروهای مقاومت می‌جنگد؛ کلِر به دام فسون و فریب افسری آلمانی افتاده، و ویوین نیز به اموراتی مشغول است که نمی‌تواند چیزی از آن به دو دوست دیگر خود بگوید. در میانه‌ جنگ، این سه خیاط آن‌گاه که فعالیت‌های مخفیانه‌شان آن‌ها را به دام خطر می‌کشد، با تصمیماتی ناممکن روبه‌رو می‌شوند. حال آیا این سه دوست، که وفاداری پیوند میان آن‌هاست و خیانت در کمین‌شان، می‌توانند تاریک‌ترین دوران تاریخ را تاب آورند، بی‌آن که از میان بروند؟

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...