انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «کلاه سیاه و جادوی قهرمانان شاهنامه» اثر الهام مزارعی نویسنده شیرازی را که روایتی متفاوت و جذاب از جنگ برای کودکان است، راهی بازار نشر کرد.

کلاه سیاه و جادوی قهرمانان شاهنامه الهام مزارعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، الهام مزارعی گفت: «کلاه سیاه و جادوی قهرمانان شاهنامه» داستانی است که در جشنواره داستان‌نویسی دفاع مقدس با عنوان «بوی خاك» توسط انتشارات علمی و فرهنگی در سال 1397 برگزار شده بود، برگزیده و امسال منتشر شد.

این نویسنده حوزه ادبیات کودک و نوجوان در خصوص شکل‌گیری ایده این داستان نیز گفت: دوران کودکی من در جنگ سپری شد و تلخی‌های زیادی از آن دوران به یاد داشتم و معتقد بودم کودکان باید با جنگ و دفاع مردم ایران به عنوان بخشی از تاریخ آشنا شوند.

وی افزود: با این وجود مخالف این موضوع هستم که تلخی‌های جنگ که منِ نویسنده تجربه کرده ام، به‌طور مستقیم برای کودکان بازگو و تکرار شود.

مزارعی که با کتاب «مامان کله‌دودکشی» منتخب لیست کلاغ سفید فرانکفورت و لیست کتاب‌های کتابخانه مونیخ ۲۰۱۴ و برگزیده لیست لاک‌پشت پرنده سال 1393 شده است، با بیان اینکه «کتاب دیگرم در حوزه جنگ «دختر کوچولو فرمانده سیبیلو» است»، عنوان کرد: در واقع در یکی از بازنویسی‌های این کتاب، ایده اصلی «کلاه سیاه و جادوی قهرمانان شاهنامه» شکل گرفت.

به گفته این نویسنده، داستان کتاب اخیر، روایت پسر نوجوانی مبتلا به اوتیسم و طراح بازی‌های رایانه‌ای است. او در خیالات خود وارد فضاهایی فانتزی می‌شود و آنجا با کمک شخصیت‌ها و قهرمانان شاهنامه به دنبال آزادی عموی خود که در جنگ اسیر شده، است.

کتاب «کلاه سیاه و جادوی قهرمانان شاهنامه» نوشته الهام مزارعی و با تصویرگری امیرهوشنگ معین با قیمت 24 هزار تومان توسط انتشارات علمی و فرهنگی راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...