تاریخ پارت‌ها، موجودیت سیاسی دولت کوچکی را مورد بحث قرار می‌دهد که بیشتر محدود به بین‌النهرین و منطقه کم‌شناخته فلات ایران بود.

زیستگاه و خاستگاه اشکانان» [The original homeland of the Parthians] تالیف فیلیپ لوزینسکی [Bohdan Philip Lozinski]

کتاب «زیستگاه و خاستگاه اشکانان» [The original homeland of the Parthians] تالیف فیلیپ لوزینسکی [Bohdan Philip Lozinski] با ترجمه رقیه بهزادی از سوی انتشارات پژواک فرزان منتشر شد. تاریخ پارت‌ها، همان‌گونه که در حال حاضر شناخته‌شده است، موجودیت سیاسی دولت کوچکی را مورد بحث قرار می‌دهد که بیشتر محدود به بین‌النهرین و منطقه کم‌شناخته فلات ایران بود. دولت پارت سیاست تجاوزکارانه‌ای نداشت؛ ولی منابع آن به اندازه‌ای بود که بتواند از توسعه روم که می‌خواست در آسیا جانشین سلوکان شود، جلوگیری کند.

پارت‌ها بر روی هم هجده دولت هستند و تقسیمات استان‌های آنها در سواحل دو دریا ـ دریای سرخ در جنوب و دریای کاسپین در شمال ـ است. از این استان‌ها یازده استان به نام دولت‌های علیا از مرزهای ارمنستان و سواحل دریای کاسپین آغاز می‌شود و تا سرزمین سکاها ادامه می‌یابد که پارت‌ها با آنها بر پایه برابری زندگی می‌کنند. در این کتاب بعد از مقدمه‌ای درباره اشکانان، در بخش اول درباره تقسیمات پارت‌ها سخن گفته شده است.

ارتش اشکانیان تحت رهبری خانواده سورنا قرار داشت که فرماندهی ارتش اشکانی در میان آنها موروثی بود. شعبه سورنا ـ پهلوی از سلسله اشکانان، نه‌تنها فرماندهان موروثی به شمار می‌رفتند، بلکه در دوره‌ای پیش‌تر، در بخش شرقی امپراتوری، فرمانروایان قلمرو جداگانه‌ای بودند. بخش بعدی این کتاب درباره ارتش اشکانی است. در ادامه کتاب درباره موضوعاتی چون اشکانان شرقی، صنعت آهن میان اشکانان، پارتی سان و... مطالب و نکاتی مطرح شده است.

در منابع شرقی که بیشتر آن‌ها تالیفاتی از دوره بعد از پارت‌ها و متکی بر مدارک کهن است، این امپراتوری تحت نام سلسله فرمانروا یعنی اشکانان معرفی شده است. سکه‌های «پارتی» که به نام این سلسله ضرب شده است، نوشته‌ای دارد که در آن‌ها، نام اشکانان به حالت اضافی آمده است. این احتمالا بدان معناست که مسکوکات به نام آن‌ها ضرب می‌شده ولی نام مزبور، صفت اختصاصی آن‌ها نبوده و این نکته درخور تعمق است. واژه اشکانی ظاهرا در ارمنستان به کار می‌رفته است. منابع شرقی این سلسله را اشکانان نامیده‌اند. این صورت نه تنها در تواریخ متاخر ایرانی و در نوشته‌های دانشمندان پیشین عرب بلکه در کهن‌ترین متن پهلوی منسوب به سده ششم میلادی حفظ شده است.


در بازسازی‌های جدید تاریخ امپراتوری پارت‌های اشکانی، میان منابع غربی و منابع کهن‌تر (مربوط به سکه‌های ضرب‌شده به فرمان اشکانان) و مدارک شرقی مربوط به این سلسله، تناقض شگفت‌انگیزی وجود دارد. فهرست پادشاهان پارتی، بنا بر سکه‌های یافت شده در بین‌النهرین و بنا بر تاریخ رومیان، که سرانجام به وسیله دوبواز تنظیم شده است، وجه اشتراک زیادی با فهرست‌های فرمانروایانی که به وسیله تاریخ‌نیوسان ارمنی یا تاریخ‌نویسان بعدی سوری یا تاریخ‌نگاران عربی یا سنت ایرانی شرقی منتقل شده است، ندارد. در نتیجه مدارک شرقی به هیچ وجه در تاریخ جدید آن امپراتوری راه نیافته است.

در سده نوزدهم چنین فرضیه‌ای مطرح شد که شرقی‌ها تاریخ اشکانان را برای پر کردن دوره میان زمان اسکندر و روی کار آمدن سلسله ساسانی جعل کرده‌اند. این واقعیت که چندین روایت مستقل و ناپیوسته ارمنی، سوری و عربی به‌طور تحسین‌آمیز یکدیگر را تایید می‌کنند دست کم گرفته شده است. تالیفات بعدی متکی بر همان مطالب یا مشابه آن است؛ همه آن‌ها احتمالا از منابع بومی مهم و جالب توجه و ظاهرا به منظور ردیابی تاریخ سلسله ارمنی اشکانان اخذ شده است. تاریخ‌نویسان عرب را بیشتر گردآوردندگانی می‌دانند که مدارک کهن را عینا ذکر کرده و گفته‌اند: «از دانشمند انتظار نمی‌رود که به ذخایر حقایق موروثی مطلبی بیفزاید.» با وجود این اطلاعاتی که درباره تاریخ اشکانان نقل کرده‌اند، مورد توجه قرار نگرفته است. وابستگی شدید به سنت‌های باستانی ایران، که حتی صورت‌های کهن زندگی را به روزگار کنونی انتقال داده است، ظاهرا به همان ترتیب در سنت‌های تاریخی ایران منعکس نشده است.

تشکیلات پارت‌ها مرکب از شماری از دولت‌های تحت سیطره خاندان اشکانی بود. این اتحادیه را معمولاً بدوی، یعنی بدون صنعت، شهر، شهرک و مراکز متمدن می‌نامند. ظاهراً اداره امپراتوری پارت‌ها متکی بر شهرک‌ها و قصرها نبود. تاریخ پارت‌ها پیش از آنکه در پرتو منابع تاریخی رومی روشن شود، ناشناخته است. مرزهای شرقی و شمالی امپراتوری پارت بر اثر حدس و گمان تعیین می‌شود. حتی وجه تسمیه این امپراتوری به‌خوبی مشخص نشده است.

در منابع لاتینی آن را پارتی نامیده‌اند و بر طبق ریشه‌شناسی عامیانه که ژوستن آن را ثبت کرده، کلمه پارتی به معنای «حرکت‌کرده» است. در منابع شرقی که بیشتر آنها تألیفاتی از دورۀ بعد از پارت‌ها و متکی بر مدارک کهن است، این امپراتوری تحت نام سلسله فرمانروا، یعنی اشکانان معرفی شده است. سکه‌های پارتی که به نام این سلسله ضرب شده است، نوشته‌ای دارد که در آنها نام اشکانان به حالت اضافی آمده است. این احتمالاً بدان معناست که مسکوکات به نام آنها ضرب می‌شده، ولی نام مزبور، صفت اختصاصی آنها نبوده است. واژه اشکانی ظاهراً در ارمنستان به کار می‌رفته است. منابع شرقی این سلسله را اشکانان نامیده‌اند.

کتاب «زیستگاه و خاستگاه اشکانان» تالیف فیلیپ لوزینسکی با ترجمه رقیه بهزادی در 118 صفحه، شمارگان 100 نسخه و قیمت 48 هزار تومان از سوی انتشارات پژواک فرزان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

زنانگی عنصر مغفول و هنوز ناشناخته عصر ماست و باور کنید هرچه بدبختی می‌کشیم از همین جاست... دختر شاهزاده‌ای است که آنقدر پاکدامن و باکره است و عطر بهشت دارد که پرستش می‌شود اما هیچ خواستگاری ندارد... پسرش اروس را مامور می‌کند او را بکشد... به تحریک خواهرانش، قول و قرارش با اروس را زیر پا می‌گذارد... هر زنی همزمان دو ابزار شگفت‌انگیز و البته وحشتناک دارد: چراغ و خنجر ...
پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...