نسخه اصلی نقاشی «‌ماجراهای تن‌تن» که بر روی جلد اولین جلد از سری کتاب‌های «‌تن تن» چاپ شده بود،‌ 1.12 میلیون دلار به فروش رسید.

به گزارش ایسنا و به نقل از نشنال، این تصویر که خالق آن «هرژه» تصویرگر سرشناس بلژیکی است، «‌تن تن» را در حالی که بر روی کنده درختی نشسته است و سعی دارد یک پروانه هواپیما چوبی بسازد به تصویر می‌کشد. این تصویر مربوط به قسمتی از داستان است که هواپیمای «‌تن تن» پس از یک فرود خطرناک و سخت با صدمات جدی مواجه می‌شود.

یک برگ نقاشی تن تن: 14میلیارد تومان
اولین نقاشی «تن‌تن» که ۱.۱۲ میلیون دلار به فروش رسید

بیشتر تصاویر قدیمی منتشرشده بر روی جلد کتاب‌های «‌تن تن»، در موزه «هرژه» واقع در «بلژیک» به نمایش گذاشته می‌شود. این تصویر که روز شنبه در «‌دالاس» به فروش رسید، قدیمی‌ترین تصویر خلق شده از سری داستان‌های مربوط به «‌تن تن» است که توسط «‌هرژه» امضا شده است.

ماجراهای «تن‌تن» از مشهورترین آثار کمیک تاریخ ادبیات و به ویژه تاریخ اروپا است که تاکنون به بیش از هفتاد زبان ترجمه شده است و به لطف همین سری آثار، نام «هرژه» در سال ۲۰۰۳ در تالار مشاهیر کتاب‌های کمیک حک شد. «ماجراهای تن‌تن» تا کنون بارها مورد اقتباس نمایشی، تلویزیونی و سینمایی قرار گرفته‌اند؛ از جمله اقتباس سینمایی «ماجراهای تن تن» اثر اسپیلبرگ در سال 2011.

«تن‌تن در سرزمین شوروی‌ها» (۱۹۳۰)، «تن‌تن در کنگو» (۱۹۳۱)، «تن‌تن در آمریکا» (۱۹۳۲)، «سیگارهای فرعون» (۱۹۳۴)، «گل آبی» (۱۹۳۶)، «گوش شکسته» (۱۹۳۷)، «جزیره سیاه» (۱۹۳۸)، «عصای اسرارآمیز» (۱۹۳۹)، «خرچنگ پنجه طلایی» (۱۹۴۱)، «ستاره اسرارآمیز» (۱۹۴۲) و «راز تک‌شاخ» (۱۹۴۳) از معروف‌ترین داستان‌های مجموعه ۲۴ جلدی «تن‌تن» هرژه هستند.

«هرژه» به‌صورت آکادمیک هنر را فرا نگرفته بود، اما پس از ترک مدرسه، ابتدا به‌عنوان یک گرافیست شروع به کار کرد و به‌دنبال آن از سال ۱۹۲۹ تا هنگام مرگ در سال ۱۹۸۳ به خلق «ماجراهای تن‌تن» مشغول شد. این نویسنده بلژیکی در سوم مارس ۱۹۸۳ در بروکسل بلژیک از دنیا رفت و با مرگش، آخرین کتاب تن‌تن به نام «تن‌تن و هنر الفبا» ناتمام ماند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...