به گزارش ایبنا، مجموعه دو جلدی «ولفی و فلای» اثر کری فِگِن است با تصویرگری زوئی سی و ترجمه‌ ساناز منصوریان به همت نشر «کتاب چ» (بخش کودک و نوجوان نشر چشمه) برای کودکان منتشر شده است.
 
وقتی کری فگن جوان بود، برادرهایش به ماهی‌گیری می‌رفتند و او با خودکار و کاغذ زیر درختی می‌نشست، به این امید که داستانی به ذهنش برسد. حالا برای کودکان و بزر‌گسالان می‌نویسد و برنده‌ جایزه‌های زیادی هم شده است. کری و خانواده‌اش در کانادا زندگی می‌کنند.
 
کری فگن، در مجموعه «ولفی و فلای» داستان آشنایی گرگی تنها به نام رناتا ولف‌من (ولفی) را با فلای مطرح می‌کند. ولفی، گرگی است که همه‌ کارهایش را تنهایی انجام می‌دهد و معتقد است دوست‌ها مزاحم‌اند. او بیشتر وقتش را به کشف واقعیت‌های علمی و کتاب‌خواندن می‌گذراند. درحالی‌که شخصیت دیگر این مجموعه به نام لیوینگ استون‌فلات (فلای) کمی عجیب و غریب، پرحرف، عاشق آهنگ ساختن، حرف‌زدن و هله‌هوله خوردن است و به دنبال دوستی است که در ماجراجویی‌هایش او را همراهی کند.
 
ماجرای اصلی داستان از جایی شروع می‌شود که برادر بزرگ‌تر و عصبانی فلای او را از خانه بیرون می‌اندازد و فلای به خانه‌ ولفی می‌آید و تلاش می‌کند او را راضی‌‌‌ ‌کند تا با هم زیردریایی بسازند و راهی اقیانوس‌ها شوند. در ادامه داستان این دو با هم همراه می‌شوند.
 
نویسنده در دومین جلد این مجموعه با عنوان «گروه در حال فرار» داستان مسابقه‌ استعدادیابی در مدرسه را مطرح می‌کند. ولفی علاقه‌ای به شرکت در این مسابقه ندارد اما پدر و مادر ولفی دوست دارند در این مسابقه شرکت کند. تا اینکه فلای با پرحرفی و چرب‌زبانی‌هایش او را راضی‌ می‌کند به او بپیوندد و با هم گروهی تشکیل دهند و در مسابقه مدرسه کنسرت اجرا کنند. چیزی نمی‌گذرد که ولفی و فلای در مقابل طرفدارانشان کنسرت اجرا می‌کنند، اما هجوم تماشاچی‌ها آن‌ها را مجبور به فرار می‌کند و در این فرار درگیر ماجراهایی می‌شوند.
 
داستان این مجموعه با تصاویر سیاه و سفیدی از زوئی سی وکیل، انیماتور و تصویرگر کتاب‌های کودک، آراسته شده است که در برقراری ارتباط بین مخاطب و داستان موثر است. زوئی سی وکیل، تصویرگری است که به قدرت کلمات اعتقاد دارد، اما معتقد است هرجا کلمه‌ها کم می‌آورند، تصویر موفق می‌شود. ولفی و فلای اولین کتابی است که او تصویرگری کرده است. زو در استان بریتیش کلمبیای کانادا زندگی می‌کند.
 
بخش کودک و نوجوان نشر چشمه (کتاب چ)، مجموعه دو جلدی «ولفی و فلای» را با شمارگان 1000نسخه و قیمت 9هزارتومان برای هرجلد منتشر کرده است.

قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...
با منع تفکر و تدبر در قرآن و روایات، به طور کلی ظاهر حدیث را جانشین عقل و معارض با عقلانیت تلقی کرده و آن را عملاً در جایگاه برتر از قرآن قرار دادند... عقل ستیزان حنبلی در تقابل با عقلانیت اعتزالی... عقل ستیزان اشعری و نقش قدرت سیاسی در گرایش به اشعریت... یک دیده‌بان هوشیار در اعماق وجودش بیدار است تا او را همواره به چالش بکشد... صفویه زمینه‌ساز ظهور اخباری‌گری... برای هزاران حدیث مشهور سندسازی کرد... سفیهان در روایت می‌کوشند و عالمان در درایت ...