کتاب «ردّپای اشراف» نوشته عبدالرحیم پیرسته انوشته توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، نویسنده کتاب در این اثر، سیری در زندگی اشراف و زرسالاران تاریخ را ارائه کرده است؛ کسانی که با قدرت و نفوذشان، با انبیای الهی و صالحان مخالفت کردند و سعی و تلاش‌شان را بر این گذاشتند که ندای توحید از ناحیه انبیا و ائمه معصوم به گوش مردم، خصوصاً مستضعفان جامعه نرسد. در مقابل، همه انبیا و ائمه، تمام تلاش خود را به کار بستند تا با سرمایه‌داران تبهکار، مبارزه کنند و پیام الهی و سنت پیامبر اکرم را در جامعه بر اساس عدالت به اجرا بگذارند تا ریشه فقر، تبعیض و فاصله طبقاتی را در جامعه از بین ببرند.

پیرسته انوشته معتقد است اگر جامعه اموال به دست ولی خدا و اهل‌بیت باشد، مال را به صورت متوازن، در جامعه پخش می‌کنند و نمو می‌دهند و مال، تابع است. ولی در دولت فجار، مال، متبوع و سالار است. وقتی اموال در دست فجار باشد، همانند یک میدان مغناطیسی، بقیه اموال را هم بلعیده و جامعه را می‌خشکاند.

این کتاب ۶ فصل اصلی دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: «طبقه اشراف در نظام اسلامی و مادی»، «مبارزه انبیای الهی با اشراف و متکبران»، «پیدایش سرمایه‌داری در حجاز»، «شروع دوران اشرافی‌گری بعد از پیامبر (ص)»، «سرانجام جامعه در دوره حکومت خلفای سه‌گانه» و «زراندوزان واقعی در تاریخ».

در فصل اول، مخاطب با این عناوین روبرو می‌شود: اشراف در نظام مادی، اصطلاحات و واژگان قرآنی «مُترَف»، فرهنگ و ویژگی‌های مترفین در قرآن، مبارزه با اشرافی‌گری در قرآن، جمع‌بندی.

اشراف دوران حضرت نوح (ع)، اشراف قوم عاد، اشراف قوم ثمود، اشراف دروغگویان و فاسدان اجتماع، اشراف قوم مَدیَن هم عناوین فصل دوم کتاب هستند. در فصل سوم هم موضوعات اصلی به این ترتیب است: اوضاع اقتصادی عربستان قبل از اسلام، بازار تجاری عربستان، کشاورزی در عربستان، دامداری در عربستان، غارت و چپاول در عربستان، برده‌داری و اسارت انسان‌ها، حضور و نفوذ یهودیان در شبه جزیره، تأثیر یهود بر اعراب جاهلی، ظهور ربا در جزیرةالعرب، ظهور اسلام، آغاز مخالفت‌های اشراف با پیامبر اکرم (ص)، اتهامات اشراف به پیامبر (ص)، هجرت مسلمانان و روحیه ساده‌زیستی، آغاز شعله‌های دنیاطلبی مسلمانان، برخورد پیامبر با امتیازخواهی خویشاوندان، مراتب نظام منزلتی اشراف، ترویج سنت‌های حسنه.

عناوین چهارمین فصل کتاب به این ترتیب است: حاکمیت مسلمانان در گام نخست، حاکمیت مسلمانان در گام دوم، غنایم به دست آمده از فتوحات جنگی، پیامدهای ناهنجار فتوحات، تقسیم بیت‌المال براساس تفضیل، حاکمیت مسلمانان در گام سوم، پرداخت‌های عثمان به خویشاوندانش و تکیه آنها بر اریکه قدرت و ثروت، هشدار!، خاندان فاسد بنی‌امیه، بخشش‌های خلیفه به امویان، سلطنت و پادشاهی معاویه، ابوذر صحابی بزرگ پیامبر، آرا و نظرات دانشمندان درباره مبارزات ابوذر در مورد تکاثر، خلاصه نظر دانشمندان اهل سنت، بیان حقیقت نظرات ابوذر غفاری درباره اشراف، ابوذر در مشاجره با خلیفه سوم، جمع‌آوری مال و داشتن سرمایه.

آغاز اقدامات امیرمومنان (ع) در خصوص بیت‌المال، شاخص‌های رفتاری امیرمومنان (ع) در مبارزه با اشرافی‌گری، شاخص اول: سخت‌گیری برخورد در مصرف، خودداری از دریافت مثقالی هدیه، هدایای ایرانیان به شخص امیرمومنان (ع)، شاخص دوم: توزیع عادلانه بیت‌المال، مرفهان جامعه، شاخص سوم: سخت‌گیری بر خویشاوندان در بیت‌المال، برخورد آن حضرت با عقیل، قرض گرفتن گردن‌بند، شاخص چهارم: برخورد با دردان بیت‌المال، چند نمونه از برخورد امیرمومنان (ع) با اموال نامشروع کارگزاران، طبقات پایین جامعه، جامعه پس از امیرمومنان (ع)، اسراف و تبذیرهای حاکمان عباسی به ویژه هارون و وابستگانش، بخشش اموال از بیت‌المال در عروسی، موضع ائمه اطهار (ع) در برابر اشرافیت هم عناوین پنجمین فصل کتاب «رد پای اشراف» هستند.

فصل پایانی این کتاب هم دربرگیرنده این بخش‌هاست: کشف سرزمین‌های جدید برای حکومت بر دنیا، شبکه هماهنگ در تجارتی بزرگ، نمونه دو خانواده بزرگ یهودی برای اهداف مشترک، ۱. روچیلدها از جانب شرق، ۲. راکفلرها از جانب غرب، تجارت و بازار کثیف بعضی از سران یهود، مشروبات الکلی، هرزه‌پردازی، شرکت بین‌المللی سیگار و تنباکوی آمریکا.

پس از فصول اصلی کتاب، ضمیمه‌ای شامل «گزیده‌ای از سخنان مقام معظم رهبری درباره اشرافی‌گری» درج شده است.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

عثمان در دستور دیگری، عبدالله بن مسعود متصدی بیت‌المال کوفه را نیز به علت عدم اجرای دستورهای والی عزل کرد. عملکرد خلیفه باعث شد مردم به خاطر عمّال و خویشاوندان او تحت فشار قرار گیرند. نتیجه این سیاست‌های مالی تبعیض‌آمیز، چیزی جز مسلط نمودن بنی‌امیه و طبقه ثروتمند بر سر مسلمانان و اموال آنها نبود.

حکومت خلیفه سوم در واقع، همان حکومت اشراف قریش بود، قریشی که در هر شرایطی، منافع خود را بر هر چیزی، حتی دین، ترجیح می‌داد؛ به خصوص که دینداری برای قریش یک وسیله بود، نه هدف؛ زیر آنها تا وقتی که می‌توانستند از راه‌های دیگری به منظور خود برسند، به شدت و با جدیت از قبول اسلام خودداری کردند.

در دوران خلافت عثمان، سران بنی‌امیه که از خویشاوندان او بودند زمام امور را در دست گرفتند. مناصب حساس و مقام‌های پرسود را به خود اختصاص دادند. هریک، قسمتی از مملکت را می‌خوردند.

وقتی مردم نسبت به بذل و بخشش‌های فراوان خلیفه سوم به خویشانش و هم درباره استقراض او از بیت‌المال، لب به اعتراض گشودند، او بنا به ملاحظاتی اموالی هنگفت را بین آنها تقسیم کرد؛ چنان‌که به زبیر بن عوام، یکی از معترضان بذل و بخشش‌های خلیفه، ششصد هزار درهم بخشید.

این کتاب با ۱۴۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...