از کودکی همواره مترسک می‌سازد؛ بازیِ در ابتدا کودکانه‌ی او نیز، همانطور که در مورد اسکار و طبلش روی داد، بسیار زود به هنر تبدیل می‌شود،..معرف «آن دسته از آرمان‌گرایی آلمانی است که در فاصله زمانی بسیار کوتاهی –و بی‌هیچ نشانی از فرصت‌طلبی - پی در پی کمونیسم و ناسیونال سوسیالیسم و مذهب کاتولیک و سرانجام مسلک ضدفاشیستی را نظریه‌ای نجات‌بخش می‌یابند.

سالهای سگی | گونتر گراس
سالهای سگی
[Hundejahre]. (Dog Years) رمانی از گونتر گراس (1) (1927)، نویسنده آلمانی، که در 1963 منتشر شد. این اثر، که سومین بخش از «سه‌گانه دانتسیگ (2)» پس از طبل حلبی (1959) و موش و گربه (3) (1961) است، بار دیگر حافظه آلمان را از 1925 تا سالهای 1950، و این بار از طریق سرنوشت تلاقی‌کننده دو شخصیت خاص، ادی آمسل (4) و والتر ماترن (5)، می‌کاود؛ دو شخصیتی که از دوران کودکی با ارتباطی توأم با کشش و تنفر به هم پیوسته‌اند که موجب جدال سخت «برادران همخون» خواهد شد. به این «زندگینامه موازی» افسانه‌ای در مورد سگ در می‌آمیزد که درباره سگی است که از سوی گاولایتر فورستر (6) به پیشوا اهدا شده است. ادی آمسل، که از تباری نیمه‌یهودی است، استعداد هنری را بنا به نظر گراس تجسم می‌بخشد: او از کودکی همواره مترسک می‌سازد؛ بازیِ در ابتدا کودکانه‌ی او نیز، همانطور که در مورد اسکار و طبلش روی داد، بسیار زود به هنر تبدیل می‌شود، به این دلیل که بیانگر ارتباطی خاص در فاصله‌گیری از سرگذشت است. این آدمکها، که در ابتدا «برای هیچ و در ازای هیچ» سرهم شده‌اند، عاری از «شکل انسانی» نیستند و بدین شکل تا حدی از کارایی برخوردارند. با این حال، ادی آمسل، هنگامی که واقعیت نازیسم بر او تحمیل می‌شود، باید اعتراف به شکست کند. پس کاملاً از سطح وقایع محو می‌شود تا در پس رفتاری موافق، مانند ببرا (7) در طبل حلبی، مقاومت زیبایی شناختی مخفیانه‌ای را عملی سازد: او در ته یک معدن به ساختن آدمکهای خود به شکلی صنعتی ادامه می‌دهد و بدین ترتیب، امکان می‌یابد تا در پایان جنگ، فعالیت خود را به خوبی در اقتصاد احیا شده معاملات وارد کند. والتر ماترن، پسر آسیابانی از حوالی دانتسیگ، به عکس آمسل، نماینده انسان فعالی است که در به گردن گرفتن همه نقشها و لباسهای رسمی و لباسهای کهنه «آویخته در گنجه خالی تاریخ» عجله دارد و به اعتقاد گراس، معرف «آن دسته از آرمان‌گرایی آلمانی است که در فاصله زمانی بسیار کوتاهی –و بی‌هیچ نشانی از فرصت‌طلبی- پی در پی کمونیسم و ناسیونال سوسیالیسم و مذهب کاتولیک و سرانجام مسلک ضدفاشیستی را نظریه‌ای نجات‌بخش می‌یابند. او به جایی می‌رسد که عملی ضدفاشیستی را با روشهای فاشیستی پیش می‌برد...» آیا در پایان رمان شاهد آشتی برادران دشمن خواهیم بود؟ در واقع، ادی آمسل و والتر ماترن به هم رسیدنشان را جشن می‌گیرند. اما، نخستین صحنه پیمان‌ بستنشان تکرار می‌شود: ماترن یک‌بار دیگر چاقوی بت‌واره‌ای را که آمسل به او هدیه می‌کند در آب می‌اندازد. در ذهن او و آلمانیهای شبیه به او هیچ چیز حل نشده است؛ تصمیم او مبنی بر آنکه از آن پس در جمهوری جوان دموکراتیک «سالم و صلح‌جو و تقریباً بی‌طبقه» زندگی کند؛ آنطور که می‌پندارد، تضمینی بر آن نیست که گذشته را کنار گذاشته باشد؛ این به همان رفتار عقیدتی مربوط می‌شود –و دارای همان خطرهاست- که پیش از آن نیز باعث رفتار و حرکات او شده بود. پیش از رفتن، آمسل او را به ته معدن، جایی که محصولات او انبار شده است، یعنی اهریمن‌سرای همه مترسک‌های تاریخ می‌برد و به او هشدار می‌دهد: «جهنم آن بالاست!»

برخلاف طبل حلبی، که حکایت آن روی قهرمان راوی اسکار ماتسرات (8) متمرکز است، سالهای سگی بر چندین دیدگاه مبتنی است. آمسل، یا همان براوکسل (9)، دوران دانتسیگ را شرح می‌دهد (کتاب اول)،‌ نویسنده‌ای «حرفه‌ای» به نام هاری لیبناو (10) دوران هیتلر را (کتاب دوم ) و سرانجام ماترن دوران پس از جنگ را: هرکدام شیوه‌ای از زیستن در گذشته را به منزله قربانی و شاهد و همدست تجسم می‌بخشد. انسجام کل اثر را تفکرات و تفسیرهای آمسل-براوکسل تضمین می‌کند که ارتقا یافته و مسئول «گروه نگارش» شده است. ساختار روایی به هم ریخته به گراس امکان می‌دهد تا نگارش پرشاخ و برگ و لجام‌گسیخته خود را آزاد بگذارد و به همه سطوح زبان روی آورد و به خود اجازه دهد که به طور مثال سگ‌شناسی و زبان خاص هایدگر (11) را درهم آمیزد.

گراس
خود سالهای سگی را «سیاسی‌ترین» بخش از سه‌گانه دانتسیگ می‌داند: «عناصر بسیاری که شاخص جمهوری وایمار (12) است، و عناصر دیگری خاص ناسیونال سوسیالیسم [...]، از طریق منازعه‌ای بیان می‌شود که والتر ماترن، محمل چندین عقیده، و ادی آمسل نیمه یهودی را که موفق به همسازی نمی‌شود در برابر هم قرار می‌دهد. برای پرداختن به این مضمون به سه کتاب نیاز داشته‌ام. هنگامی که طبل حلبی را نوشتم، گمان می‌کردم که موضوع را به آخر رسانده‌ام، اما اشتباه می‌کردم».

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.Gunter Grass 2.Dantzig 3.Katz und Maus 4.Eddy Amsel
5.Walter Matern 6.Gauleiter Forster 7.Bebra 8.Oskar Matzerath
9.Brauxel 10.Harry Liebenau 11.Heidegger 12.Weimar

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...