شماره جدید مجله جهان کتاب همزمان با ایام نمایشگاه کتاب تهران منتشر شد.

به گزارش مهر، شماره ۳۶۰-۳۵۹ ماهنامه «جهان کتاب» روی پیشخوان مطبوعات آمد. این شماره، دربردارنده شماره‌های یک و دوی بیست و چهارمین سال انتشار این مجله است. مطالب آغازین این شماره، یکی دیگر از «نامه‌ای از پراگ»های پرویز دوایی و همچنین ترجمه داستانی کوتاه به نام «هنر جایی دیگر» نوشته اَلی اسمیت هستند.

نقد کتاب «پیدایش ناسیونالیسم ایرانی: نژاد و سیاست بی‌جاسازی» نوشته رضا ضیاء‌ابراهیمی هم با عنوان «روایتی بی‌جاساز از ناسیونالیسم ایرانی» مقاله بعدی این مجله است. کتاب «از گذشته‌های ایران» نوشته ژاله آموزگار که امسال توسط انتشارات معین به نمایشگاه کتاب آورده شده، در مطلب بعدی با عنوان «پیشینه‌ای چه شگرف و چه باشکوه!» توسط عزت الله فولادوند نقد و بررسی شده است.

مخاطب این مجله در ادامه با این مطالب و مقالات روبرو می‌شود: «سایه اسطوره» نوشته افشین معاصر شامل نقد کتاب «اسطوره و نماد در ادبیات و هنر: گفت‌وگو با جلال ستاری»، «ادیبانه‌های یک طبیب» نوشته داریوش به‌آذین شامل بررسی کتاب «رمز ماندگاری سرود ای ایران، ای مرز پر گهر و…»، «فراز و فرود یک جزیره» نوشته رجبعلی مختارپور با هدف بررسی کتاب «کیش از افول سیراف تا رونق هرمز» و معرفی دومین مجموعه مقالات «تاریخ پزشکی ایران» که توسط طلیعه خادمیان نوشته شده است.

گزارش ۱۵ سال فعالیت مرکز آموزشی توان‌بخشی سالمندان رنگین‌کمان سپید هم با محوریت بررسی کتاب «سبز گردد شاخساران سپید» به قلم فهیمه خادمیان پس از این مقالات چاپ شده است. سپس مقاله «وحشت تاریخ و نیاز به ادبیات داستانی» نوشته معصومه علی اکبری با محوریت بررسی کتاب «هزارتوی آزمون‌های دشوار: زندگی و اندیشه‌های میرچا الیاده» آمده و پس از آن نیز نقد مجموعه داستان «جغد برفی» که به تازگی توسط نشر مرکز چاپ شده، با عنوان «نگاه خونسرد به سرنوشت» به قلم امین فقیری چاپ شده است. رمان «مواجهه با مرگ» نوشته برایان مگی با ترجمه مجتبی عبدالله نژاد و «ما گربه هستیم» نوشته ناتسومه سوسه‌کی با ترجمه احد علیقلیان دو کتاب دیگری هستند که نقدشان در ادامه مطالب این مجله درج شده است.

دو مطلب دیگری هم که در ادامه چاپ شده اند از این قرار اند: «به روایت شاهدان» درباره کتاب «سرانجام انسان طراز نوین؛ فروریختن توهّمات» و «هشدارهایی برای نشنیدن» درباره کتاب «اصلاح یا انقلاب: دعوت از خودکامه برای پذیرفتن حقوق سیاسی مردم ایران، ۱۳۵۳-۱۳۵۷». «ویراستار یا ویراست‌یار» نوشته علی صلح‌جو، «نگاهی به چند نمونه خطا در نگاشته‌های چاپی» از یداللّه غلامی مایانی و «لُغت‌نامه‌های نَقیضه‌آمیز: از عُبید تا آدونیس» نوشته کامیار عابدی، «خواندن پروست در گولاگ: زمانی که برای مردن آماده می‌شویم چه کتابی بخوانیم؟» نوشته آیتین تارتی‌چی با ترجمه گلی امامی، «خاستگاه دیگری‌ها» (مجموعه‌ کنفرانس‌های تونیموریسن در دانشگاه هاروارد با موضوع «ادبیّات و احساس تعلّق») با ترجمه یاسمن مَنو و «همچنان زنده است: دویست سال با فرانکنشتاین» نوشته جیل لپور با ترجمه سعید پزشک از دیگر مقالاتی هستند که در ادامه این شماره از مجله جهان کتاب چاپ شده اند.

پس از مقالات مذکور هم چهارمین قسمت از سلسله نوشتارهای «چه شد که صفحه سفید ماند؟» به قلم کریستوفر رُز با ترجمه پرتو شریعتمداری چاپ شده است. بخش بعدی «جهان کتاب» هم «هزار و یک داستان» است که در آن درباره ۴ رمان و مجموعه داستان به این ترتیب بحث شده است: «بازخوانی چند جنایت غیرعمدی» از محبوبه موسوی، «خدا مادر زیبایت را بیامرزد» اثر حافظ خیاوی، «سلام» نوشته تبسم غبیشی و «کاغذ زرد» اثر نسرین فرزام‌نیا. در بخش بعدی «وقت شعر» دو دفتر شعر «استخوان‌ها و شکارچی بی‌وقفه» سروده مجتبی پورمحسن و «التیام» از سمانه کهربائیان مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند.

آخرین مطلب هم در این شماره از مجله مذکور، «تازه های بازار کتاب» است که معرفی کوتاه ۱۰ کتاب جدید بازار نشر کشور را شامل می‌شود. این مجله با ۸۴ صفحه و قیمت ۲۰ هزار تومان روی پیشخوان مطبوعات آمده است.  

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...