کتاب «چشم‌انداز امروزین ارتش روسیه» [The Russian military in contemporary perspective] با ویراستاری استفن بلنک و ترجمه مشترک الهه کولایی و سیده مطهره حسینی از سوی انتشارت دانشگاه تهران منتشر شد. مقاله‌های این کتاب با هدف ارائه دیدگاه‌های کوتاه از رویدادهای داخلی، توانایی اقتصادی روسیه (و به ویژه بخش‌های علمی و فناوری آن) برای پشتیبانی از برنامه‌های دفاعی، عملیات سوریه و اوکراین، جنگ اطلاعاتی، مسائل هسته‌ای، نیروی دریایی و ارزیابی صحنه به صحنه میدانی رشد پایدار نیروهای روسی و چالش‌های پیش‌روی آنان گردآوری شده است.

چشم‌انداز امروزین ارتش روسیه» [The Russian military in contemporary perspective]

کنش‌های گوناگون روسیه در عرصه سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، بحث‌های زیادی را در مورد منطق و بنیاد رفتارهای این کشور، عوامل و متغیرهای موثر بر آن ایجاد کرده است. برای نمونه اگرچه در اسناد راهبردی سیاسی و امنیتی روسیه بر اولویت خارج نزدیک (جمهوری‌های پیشین اتحاد شوروی) درسیاست خارجی- نظامی و امنیتی این کشور تاکید شده است، اما از سال ٢۰۱۱ و به ویژه از سال ٢۰۱۵ روسیه حوزه تعامل و تقابل خود با آمریکا را در خاورمیانه گسترش داده است که پیش از آن در اسناد رسمی این کشور در اولویت پایین‌تری قرار داشت.

برای پاسخ به این پرسش که: چرا روسیه با گذشت ٢۵ سال از فروپاشی اتحاد شوروی؛ آمریکا و گسترش‌طلبی ناتو را تهدید امنیتی بزرگ خود برآورد می‌کند؟ در نظرگرفتن طیفی از مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی ضروری است. این موضوع، به‎ویژه از اوت ٢۰۰٨ و حمله نظامی سنگین روسیه به گرجستان و نیز مداخله نظامی موثر این کشور در بحران سال ٢۰۱۴ اوکراین و پیوسته‌سازی کریمه سبب شد، بسیاری از تحلیل‌گران سیاست خارجی روسیه، رویکرد واقع‌گرایی تهاجمی را برای تبیین و تحلیل سیاست خارجی فدراسیون روسیه مناسب یابند.

الگوی رفتاری روس‌ها در سال‌های پس از فروپاشی اتحاد شوروی به خوبی نشان می‌دهد آنان در پی حفظ ژئوپلیتیک پیشین اتحاد شوروی هستند. در این چارچوب رهبران روسیه، همراه با رویارویی استوار و پایدار با گسترش ناتو به قلمرو پیشین اتحاد شوروی، طرح‌های سیاسی-اقتصادی- امنیتی مانند سازمان شانگهای، بریکس و اتحادیۀ اقتصادی اوراسیایی را شکل داده‌اند تا به گونه‌های متفاوت در مسیر ایجاد جهان چندقطبی پیش بروند.

این سازمان‌ها از نظر ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک، نه تنها برای روس‌ها، که برای بسیاری از جمهوری‌های پیشین شوروی و همسایگان آن اهمیت ویژه‌ای دارند. تمرکز بر اندیشه اوراسیاگرایی برای بسیاری از روس‌شناسان، تاکید بر ادعاها و ملاحظه‌های جغرافیایی روسی به‎شمار می‌آید. بسیاری از تحلیل‌گرانِ سیاست‌های روسیه، چیرگی رویکردهای نواوراسیاگرایی در روسیه، بیش از آنکه بیان ملی‌گرایی قومی و فرهنگی باشد، ریشه در دغدغه های امنیتی رهبران این کشور دارد.

این روایت که روسیه به رهبری پوتین، در جهانی که آمریکا استوارسازی پایه‌های امپریالیسم نوین را هدف قرار داده است، سهم خود را از ژئوپلیتیک قدرت در جهان می‌خواهد و اندیشه قدرت بزرگ بودن خود را، نه تنها در جمهوری‌های پیشین اتحاد شوروی (خارج نزدیک)، بلکه در دیگر مناطق هم مطرح می‌سازد. این ادعا بیش از اینکه واقعیتی امروزین باشد، ریشه‌های ژرف تاریخی دارد و از باورهای سیاسی، ژئوپلتیک و نظامی- امنیتی روسیه در قرن‌های پیشین برآمده است.

نکته مهم اینکه نظرسنجی‌ها، به‎ویژه در هنگام شکل‌گیری بحران اوکراین در سال ۲۰۱۴ و حمایت ملی از پیوسته‌سازی کریمه به خاک روسیه نشان می‌دهد، این خودباوری نه تنها در اندیشه‌ها و گرایش‌های رهبران کرملین، بلکه در روح و جان ملت روسیه ریشه دارد.

درک واقع‎گرایانه از دگرگونی در هدف‎ها، رویکردها، سیاست‎ها و برنامه‎ها و ابزارهای نظامی در روسیه و چشم اندازهای جهانی و منطقه‎ای آن می‎تواند تصویری روشن‎تر از محیط عملیاتی و منطقه‎ای برای کنشگران رسمی در کشور، ایجاد کند که توانایی آنان را در تامین منافع مردم ایران افزایش دهد.

«آیزایا ویلسون» مدیر مؤسسۀ مطالعات راهبردی و انتشارات دانشکده جنگ ارتش آمریکا، با اشاره به سیاست‌های پوتین در شرق اروپا بر این باور است که سیاست‌های تهاجمی او علیه غرب بی‌وقفه ادامه دارد. ویلسون این فعالیت‌های نظامی و غیرنظامی را انگیزه تهیه و تدوین این کتاب می‌داند تا به تشکیل دفاعی روسیه، توانایی‌ها و هدف‌هایش پرداخته شود. این کتاب بر پایه همایشی شکل گرفت که در سال ٢۰۱۶ با گردآوردن کارشناسان برجسته بین‌المللی در مورد ارتش روسیه برگزار شد.
مقاله‌های این کتاب با هدف ارائه دیدگاه‌های کوتاه از رویدادهای داخلی، توانایی اقتصادی روسیه (و به‎ویژه بخش‌های علمی و فناوری آن) برای پشتیبانی از برنامه‌های دفاعی روسیه است.

موضوعاتی همچون «باز کردن گره پوتینی، تجدید حیات صنایع نظامی روسیه، علوم و فناوری روسیه، رزمایش‎های نظامی، بسیج جامعه روسیه، نوسازی در برابر بسیج، درس‎های آموخته شده، برنامه‎ها و سیاست‎های روسیه در حوزه سلاح‎های هسته‎ای، نیروهای هسته‎ای و غیر هسته‎ای راهبردی روسیه در آینده، درس‎هایی از نبرد روسیه در سوریه، گسترش فعالیت‎های سایبری روسیه، نیروی دریایی روسیه، بخش آسیب پذیر راهبردی روسیه، منابع نظامی روسیه در منطقه بالکتیک، اوکراین و منطقه دریای سیاه، 250 سال رویارویی با شورش، حضور نظامی روسیه در آسیاس مرکزی، سیاست و قدرت نظامی روسیه در خاور دور، واکنش به چالش روسیه در شرق اروپا و ناتو خیزش روسیه» فصل‎های این کتاب 801 صفحه‎ای است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...